احمد مجد الاسلام كرمانى

15

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

شده و از اين جهت خيلى متأسف بوده‌اند ظهر چهارشنبه غفلتا پيدا مىشود و با كمال شتاب و اضطراب ميگويد مبلغى بابت مواجب طلب دارم زود به من بدهيد تا اسباب هايم را برداشته از اين خانه بروم و من ديگر نوكرى شما را نخواهم كرد اين عنوان سعيد خان در چنين موقعى بر اضطراب بيچاره‌ها افزوده و يقين كردند صاحب خانه راست ميگويد لهذا از ترس جان خود يك نفر زن غريب كه ابدا كوچه‌هاى طهرانرا هم نميشناسد ناچار شده از خانه بيرون رفته با ميرزا محمد پسر چهارده ساله من در اطراف محلات شهر گردش كرده‌اند تا ظهر پنجشنبه خانه‌اى در سيد نصر الدين پيدا كرده و ماهى دوازده تومان اجاره نموده‌اند و فورا حمال آورده‌اند كه اسبابهاى خانه را حمل كنند و چون سعيد خان هم آنها را رها كرده و وجهى گرفته و رفته بود . اسبابهايم را دزديدند نوكر ما منحصر بيك نفر « رضا قلى » بود كه همراه بارها ميرفته است و در بين راه با حمالها اسباب‌ها را دزديده‌اند و يا بقول خودشان سربازها برده‌اند بهرحال مبلغى هم از اسباب‌هاى ما را بباد داده‌اند حالا كه روز جمعه است هنوز درست اسباب را به اين خانه نياورده‌اند ، بنده كه رسيدم و حالت وحشت آنها را ديدم بيشتر متأثر شدم و از نانجيبى مردم متعجب شدم كه من خانه‌اى را كه خودم دو سال قبل دوهزار و پانصد تومان خريدارى كرده‌ام برحسب خواهش و التماس و اصرار اين مشترى نانجيب بدوهزار تومان به او دادم حالا اين شخص اينطور بر كسان من سخت گرفته و مبالغى آنها را ترسانيده و چقدر ضرر بما زده واقعا از كم ظرفى اين مردم هرچه بنويسم كم است . همينقدر در فضيلت اين ملت كفايت مىكند كه همان اشخاصيكه تا ديروز به زمين بهارستان سجده ميكرده‌اند به مجرد آنكه توپ بمجلس بسته