احمد مجد الاسلام كرمانى

12

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

بياورد اما رقعه سعد الدوله را كه او هم در زركنده متحصن بسفارت هولند بود اينطور دستورالعمل دادم كه برود دبير نظام منشى ايشانرا پيدا كند و دو كلمه هم به خود دبير نظام نوشتم كه فورا اين رقعه را ببرد زركنده جواب گرفته بياورد بارى شبانه حاجى ميرزا شارق رفت بمنزلش و صبح على الطلوع به طرف حسن‌آباد رفته آقا ميرزا حسن را پيدا كرد و رقعه را رسانيد او هم فورا رفته باعتماد السلطان داد اعتماد هم از خوش‌فطرتى و دوستى كه با بنده داشت و بعلاوه مراتب و داد اربابش را با بنده خوب ميدانست فورا با سوار مخصوص باميرآباد فرستاد آن رقعه ديگر را هم به همان قسم كه دستورالعمل داده بودم در خانه آقاى سعد الدوله بدبير نظام رسانيد و دبير نظام هم جوابى به بنده نوشت و اطمينان داد كه تا شب جواب ميرسانم و فعلا روانه زركنده شد و وعده كرد كه اول مغرب بيايد به منزل ميرزا شارق و براهنمائى او نزد ما بيايد قريب به ظهر شارق برگشت و جوابها را رسانيد و تا يك اندازه آسوده‌خاطر شديم آنوقت شارق را به خانه خودم فرستادم رفت و سلامتى مرا به آنها اطلاع داد و از سلامتى آنها هم براى بنده بشارت آورد ولى ميگفت حضرات مشغول نقل و تحويل بودند كه از اين خانه بجاى ديگر بروند و شرح اين قضيه را هم در ضمن خواهم نوشت مجملا شارق تا عصرى نزد ما بود طرف عصر رفت حسن‌آباد كه از ميرزا حسن جواب آقاى نظام السلطنه را مطالبه كند و بعد بيايد و منتظر دبير نظام شود نيمساعت از شب گذشته شارق با دبير نظام آمدند جواب هردو را هم آوردند اما جواب آقاى نظام السلطنه و صورت دستخط از قرارى است كه خلاصه آن ذيلا درج مىشود : نامه نظام السلطه به شاه بعد از عنوان صاحب عريضه جوف جناب مجد الاسلام كرمانى است كه امروز در فضل و ادب نظير ندارد و هميشه صلح‌طلب بوده و انصافا از آثار قلم