احمد مجد الاسلام كرمانى

5

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

ضد من بودند و عوام ملت و شورش‌طلبان مملكت هم چندان از روزنامه من راضى نبودند ولى برعكس عقلاى قوم كمال توجه را بمرقومات من داشتند ، بارى بعد از انحطاط مجلس منهم به آتش آنها سوختم چنان كه در مثل است « آتش كه فتاد خشگ و تر ميسوزد » واقعه مجلس صبح سه‌شنبه 23 ج 1 سنه 1326 در منزل بودم كه خبر آوردند سواره قزاق اطراف مجلس را احاطه نموده و من از شب خبر داشتم كه خيال دارند بر مجلس شبيخون بزنند اما به اين طورها هرگز تصور نميكردم بعد از اطلاع از خانه بيرون رفتم به اين خيال كه وكلاى كرمان را اطلاع بدهم تا مبادا به طرف مجلس بروند و گرفتار خطرى شوند لهذا به خانه ناظم الاسلام « * » كرمانى رفتم كه برادرش شمس الحكماء « * * » يكى از وكلاى كرمان ، آنجا بود تا او را خبر

--> ( * ) - مؤلف كتاب « تاريخ بيدارى ايرانيان » ( * * ) - چندى قبل مشغول خواندن يادداشتهاى ناظم الاسلام كرمانى بودم ، متوجه شدم اين مرد ساده‌دل باكمال صراحت در باب انتخابات دوره اول كرمان چنين مينويسد ، جمعه پنجم ذى القعده 1324 امروز تلگرافى از كرمان رسيد كه فرمانفرما ده هزار تومان به بانك داده است و مطالبه نظام‌نامه انتخابات را نموده و مجلس نظار هم تشكيل گرديد . اختلافى هم بين علماء كرمان در مسئله انتخابات پديد آمده است در ساير شهرها هم ميان طايفه علماء در مسئله انتخابات وكيل خود نزاع و اختلاف پديد آمده است امروز مجير ديوان پيشكار فرمانفرما عبد الحسين ميرزا آمد نزد داعى و گفت . شاهزاده فرمانفرما تلگرافى حضورا به توسط من بشما مخابره كرده است صورت تلگراف را ارائه داد حاصل آن اينكه مجير ديوان به ناظم الاسلام بگويند آقا ميرزا محمود مجتهد كرمان اصرار دارد مجد الاسلام را وكيل نمايد و مناسب اينست كه اسبابى فراهم آورم كه شما هم وكيل شويد بنده جواب دادم اولا من نزديك به بيست سال است از كرمان بيرون آمده‌ام و از امور كرمان اطلاعى ندارم ثانيا اينكه انتخاب -