احمد مجد الاسلام كرمانى

291

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

عدليه حاضر شدند و در حضور چندين هزار نفر تماشاچى اجراء مجازات مرقومه شد كه هيچ كتابى در هيچ قانونى حتى در وحشيهاى افريقا چنين مجازاتى ديده نشده بود عجب‌تر آنكه بيست نفر فراش ايستاده و تازيانه بدست گرفته و بيچار را بر سه پايه بسته دو نفر دو نفر بنوبت ميزدند و خسته ميشدند و متصل مردم بىرحم وحشى طبيعت زنندگان را تشويق ميكردند و ميگفتند زنده باد نايب زهر مار پاينده باد مشهدى . . . . آنها هم بشوق آمده چنان به سختى ميزنند كه نظير آن را در عمرم نديده‌ام سبحان اللّه عجب مردم وحشى بىرحمى در ايران ما پيدا مىشود كه از صدمه خوردن نوع خودش تفريح مىكند متصل مردم دست ميزدند و ميخنديدند و زنده باد مجازات ميگفتند و زن فريدون را سيد جمال و ملك المتكلمين در نهايت احترام در ايوان برده بودند و هريك از اين بدبختها كه از خوردن تازيانه غش ميكردند ملك المتكلمين به او خطاب ميكرد و ميگفت خانم راضى شدى از تمام اينها غريب‌تر آنكه عقيده اقتدار الدوله نامرد نانجيب اين بود كه مراد از ضربت موجع يعنى ضربيكه مضروب را مدهوش نمايد لهذا آنقدر ميزدند كه مضروب به كلى از هوش ميرفت و يك نفر را به حكم او باز كردند همين كه خواستند او را بكنار ببرند ديدند بپاى خودش راه ميرود فورا اقتدار الدوله گفت او را برگردانيد و دو مرتبه بر سه پا بسته و اين مرتبه آنقدر تازيانه بر او زدند كه واقعا غش كرد بلكه بعقيده بنده مرد تمام عقلاى ايران از اين كيفيت دلتنگ شدند چرا كه عقلاى هر مملكتى خارج از دو طايفه نيستند يا مردمان متدين هستند يا متمدن اما متدينين ميگفتند در هيچ شريعتى اينطور تقرير معين نشده بعلاوه تقرير بايد مادون حد باشد ، يعنى بدرجه حد نرسد و حد شرعى در شريعت اسلام هشتاد تازيانه است پس تقرير بايد از هشتاد كمتر باشد هزار و پانصد تازيانه يعنى چه و چون يك نفر قاتل نبوده و قتل در ميان چند نفر بوده هيچ كدام را به حد