احمد مجد الاسلام كرمانى

285

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

در آن مدخليت دادند چنان كه الآن ملاحظه كنيم جماعتى از علما اعلام و رؤساى اسلام از قبيل آقاى حاجى ميرزا حسين طهرانى نور اللّه مضجعه و حضرت آيت اللّه آخوند ملا محمد كاظم خراسانى و حضرت حجت الاسلام آقاى آقا شيخ عبد إله مازندرانى كه امروزه مرجع كافه مسلمين هستند بر وجوب مشروطه فتوى داده‌اند و دو ثلث از علماء ايران بلكه نه عشر آنها بر همين عقيده هستند ولى شيخ فضل إله و چند نفر از آخوندها حكم بحرمت كرده‌اند و مخفى نماند كه اشخاصى كه در طهران حكم بحرمت كرده‌اند غير از شيخ فضل اللّه كه از اهل علم است ما بقى تماما بىسواد هستند ، مثل آقا سيد احمد آخوند آملى رستم‌آبادى سلطان العلما شيخ جعفر گلپايگانى ملا على اكبر بروجردى امام جمعه ظهير الاسلام و غيره و غيره پس فرمايشات آنها سمت مطاعيت ندارد اما شيخ فضل إله را هم نميگوئيم غرض دارد و بر ضد سيد عبد اللّه حرف مىزند بلكه فرض مىكنيم از روى واقع ميگويد اما ميگوئيم اولا همين آقاى بزرگوار دامن همت بكمر زده بقم رفت و آن همه اصرار در گرفتن مشروطيت از دولت كرد و همه روزه در مجلس حاضر بود تا آنكه مسئله طراز اول پيش آمد و ايشان اعلانى بامضاى خودشان تنها طبع كردند و اسباب رنجش آقاى آقا سيد محمد و آقاى سيد عبد إله شد و آنها مردم را بر ضد شيخ شورانيدند شيخ هم ناچار شد رفت به حضرت عبد العظيم و سه ماه آنجا گرما خورد تا روزى كه اتابك را كشتند ناچار شد به شهر برگشت و در ايامى كه در حضرت عبد العظيم بود تمام ولايات تلگراف كرد و آقايان علماء بلاد را بر ضد مجلس دعوت نمود و از تمام آنها جواب يأس شنيد اما بعد از قتل اتابك صورتى نوشته بمجلس فرستاد كه آيا مجلس در احكام شرعيه تصرف خواهد كرد يا نه ، از مجلس جواب صادر شد ما ابدا كارى به احكام شرعى نداريم آن‌وقت آقايان مهاجرين به شهر برگشتند گفتند الحمد اللّه كه دين اسلام را حفظ كرديم چندى بعد