احمد مجد الاسلام كرمانى
280
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
چرا كه به پيغمبر خود امر ميفرمايد كه در كارها با اصحاب خود مشورت كن چنان كه صريحا فرموده است و شاورهم فى الامر و در مورد ديگر در مقام تمجيد از مؤمنين و تعداد مؤمنين است و مقدم بر آنها ميفرمايد اشد على الكفار رحماء بينهم ركعا سجدا الى آخره يعنى مؤمن كسانى هستند در مورد كفار نهايت سختى را دارند و در باب خودشان با نهايت رحم و مروك سلوك ميكنند و در سيماى آنها اثر سجده ظاهر است و آنها را مىبينى در حالت ركوع و سجود و از جمله صفات خاصه آنها اين استكه در كارها با يكديگر مشورت بكنند و مسلم استكه مشورت در امور ديانت ممكن نميشود چرا كه امور تشريعه را بايد تعمدا هر مسلمانى بپذيرد و اطاعت كند و خود پيغمبر هم نميتواند در امور معاديه هرچه جبرائيل از جانب خداوند به پيغمبر بطريق وحى و الهام خبر بدهد پيغمبر هم بايد در ميان امت خود منتشر فرمايد « ان هو الا وحى يوحى علمه شديد القوى الى آخر » پس بالبداهه معلوم است كه آنچه قابل مشورت است امور معاشيه است نه معاديه و امور معاشيه را هم بمشورت گذرانيدن البته بهتر است از عمل كردن به اعتقاد شخصى و الا خداوند پيغمبر خود را امر به مشاوره نمى فرمود چرا كه براى خداوند ممكن بود همان قسم كه در امور معاديه بتوسط جبرائيل تكليف مسلمانان را به پيغمبر خود اعلام ميفرمود ، چرا كه براى خداوند ممكن بود همان قسم كه در امور معاشيه جزئيات مطالب را بتوسط وحى و الهام به پيغمبر خود اعلام فرمايد ولى حكمت بالغه خداوندى اينطور اقتضا داشت كه امور معاشيه را به خود بندگان واگذار فرمايد تا بفكر و عقل خود بهترين اقسام را اختيار كنند و به همين ملاحظه انسان را صاحب عقل معاشيه كه عبارت است از حفظ التجارب آفريده و قوه مميزه به او مرحمت فرموده است تا شر را از خير و نفع را از ضرر تميز بدهد و مسلم است كه عقل يك نفر هرقدر كه زياد باشد باز يك