احمد مجد الاسلام كرمانى
278
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
و حقوق تفاوتى ندارند و احكام الهيه نسبت بقوى و ضعيف و غنى و فقير مساوى است اگر فقيرى شراب بخورد مستحق اجراء حد است و اگر اميرى هم شرب خمر كند در اجراء حد با فقير مساوى خواهد بود چنان كه اگر غنى زنا كند محدود مىشود همان قسم كه فقير محدود خواهد شد و هكذا در تمام احكام شرعيه داد مساوات در داد و صلاى برابرى بركشيد و همين است معنى مساوات كه ما امروزه طالب او هستيم يعنى مساوات در مقابل قانون ، بارى پيغمبر اساس بحكومت را محدوده گذاشت و احدى را به حال استبداد و استقلال وانگذاشت تا آنكه چندين قرن گذشت و عقلاى عالم دانستند كه اساس حكومت شورا و تفريق دستگاه وضع و اجرى ، بهترين تمام اقسام حكومتهاى مصوره است لهذا در تمام روى زمين به شرحى كه سابقا نگاشتيم اساس حكومت شوروى محكم شد و اين مسئله امروز در تمام دنيا عادت و كالطبيعه الثانيه شده و شخص پيغمبر ابدا در اين مقام تصرفى نفرموده و چون مربوط بامور تكليفيه و عبادات نيست ابدا مربوط بوظائف نبوت نيست بعلاوه از آنچه نگاشته و مدلل داشتهايم به خوبى معلوم شد كه پيغمبر به اين عادت راضىتر است تا آن عادتى كه در سابق بوده است و مزيدى بر آنچه گفتهايم مجددا خواهيم نوشتيم و بالاخره هرچه مفيد به حال نوع باشد در دستگاه نبوت به خوبى پذيرفته مىشود چنان كه وقتى سلمان فارسى رحمت اللّه عليه در مقام مدافعه از حملات خصم عادت عجم را بعرض رسانيد كه دور شهر را خندق حفر مىكند تا خصم نتواند بىمحابا به شهر وارد شود پيغمبر اكرم فورا امر بحفر خندق فرمود و خود بيل و كلنگ بدست مبارك گرفته مشغول حفر خندق شد و حال آنكه عرب هرگز چنين عادتى نداشتند و با آنكه براى عرب تغيير عادت بود چون بهتر از عادت سابقه آنها بود پيغمبر بدون تأمل و ترديد دامن بكمر زده اين عادت را پذيرفت و هكذا در ساير مقامها پس ما ميتوانيم بدون هيچ تأمل و تفكر بگوئيم تغيير عادت حكومت استبدادى را پيغمبر ما صلوات اللّه عليه و آله امضاء فرموده است