احمد مجد الاسلام كرمانى
207
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
حكيم ابدا اعتنا نكرده نپذيرفت و با كمال وقر و متانت از اطاق بيرون رفت و هرقدر مردم خواستند عبا و عمامه به او تقديم كنند قبول نكرد و گفت : اگر شريعت اسلام در ميان شماها رواجى داشت عبا و عمامه خود مرا از اول نمىبرديد حالا كه بردهايد من با همين حالت به منزل خودم ميروم در حالتى كه يقين دارم طلاب علوم دينيه كه تمام معتمدين شيخ هستند تمام اسباب و اثاثيه اطاق مرا غارت كردهاند و ابدا كسى از آنها مؤاخذه نخواهد نمود كه چرا بردهايد و منهم توقعى از اين علماى اعلام ندارم چرا كه ميدانم آنچه آنها ميگويند فقط براى تحصيل اشتهار و تكميل اعتبار است نه براى ترويج احكام دين حضرت خاتم النبيين صلّى اللّه عليه و آله و سلّم » مجملا شيخ مرحوم كه حقيقتا ملائى متدين و مردى صاحب شرم و حيا بود از اين واقعه بقدرى متأثر شد كه صريحا بطلاب و اجزاى خودش اخطار بلكه حكم كرد كه ديگر مست نگيرند و شارب الخمر نياورند و متعرض احدى نشوند ، كه او براى اجراى حد شرعى حاضر نخواهد شد ، بعلاوه « ميرزا حسن ورزنه » هم قصيدهء در هجو مرحوم شيخ انشاء كرده و اعتبارات آن مرحوم را متزلزل نموده و اگرچه ما تمام آن قصيده را از حفظ داريم ولى نظر باحترام شيخ مرحوم كه حقيقتا فقيهى عديم النظير بود از درج آن اشعار اغماض مينمائيم بلى بعد از آن فقره كه نوشتيم فقط حدى كه مرحوم شيخ جارى كرد حكم قتل دو نفر سيد موسوم بميرزا حسن و ميرزا حسين بود كه بعنوان بابى بودن حكم بوجوب قتل آنها فرمود و خلاصه آن قضيه از اين قرار است : قتل ميرزا حسن و ميرزا حسين در زمان امام جمعگى مرحوم آقا سيد محمد حسين برادر مرحوم آقا ميرزا سيد محمد امام جمعه معروف اصفهان كه يكى از مردمان بزرگ بوده اين دو