احمد مجد الاسلام كرمانى
201
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
حد بزند و كمتر روزى بود كه حدى نزند ولى بواسطه يك واقعه فجيعه به كلى از اين خيال منصرف شد . توضيح آنكه ميرزا حسن ورزنه يكى از حكماى الهيه داراى معلومات عقليه در مدرسه چهارباغ اصفهان ساكن بود و جماعتى از اهل ذوق و صفا از طبقه شعرا و حكما با او مراوده داشتند از جمله مرحوم ميرزا ابو الحسن جلوه در سلك دنباله پاورقى
--> را درك كرد و پس از شش ماه كه در درس ميرزاى قمى حاضر شد ميرزا اجازه اجتهاد مفصلى براى او نوشت . حجت الاسلام در سال 1217 در سن 37 سالگى از قم باصفهان آمد و در اين شهر رحل اقامت افكند و آنجا را مسكن دائمى خود تا آخر عمر قرار داد . در اوائل ورود باصفهان مانند ايام اقامتش در عراق ( بين النهرين ) و قم فوق العاده در نهايت فقر و مسكنت زندگانى ميكرده لكن بعدا چند چيز سبب پيشرفت كار و شهرتش گرديد . 1 - آلت موسيقى كه در دست شخصى بوده از او گرفته و در ملاء عام آن را خورد مىكند و علنا مشغول به نهى از منكر مىشود . 2 - سيد محمد معروف به مجاهد در مدتى كه در اصفهان بوده و همچنين حاج محمد ابراهيم كرباسى در ترويج او در ميان مردم صميمانه خيلى كوشش نمودند و بعدها كارش به جائى رسيد كه خودش مرجع تقليد مسلم - اول متمول و متنفذ در ايران گرديد به همه كار اشتغال داشت و در ضمن رسيدگى بامورات شرعى و تأليف كتاب به جمع مال و زياد و تجارت و بذل و بخشش و اجراى حدود و ترويج احكام مشغول بود و به اين شكل بيش از چهل سال زندگى پر سر و صدائى را در آن شهر گذراند . بعد مال و منال او به جائى ميرسد كه به حساب در نمىآمده يكى از كارهاى سيد بيع شرط گرفتن املاك مردم بود و در عمل بيع شرط هم به محض اينكه موعد سر ميرسيد موارد بيع را به تصرف خود ميگرفت يا بوجه نقد مبدل ميساخت و اين كار كه چندين سال به طول انجاميد سيد را صاحب آلاف و الوف كرد مثلا مالياتى كه در حدود يكصد و اندى سال قبل از بابت املاك خود در سال پس از ملاحظات مأمورين دولت از او