احمد مجد الاسلام كرمانى
199
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
سركار آقا مايل ميشد كه براى تحصيل اعتبار اجراى حدى بنمايد ، محرمانه پنج تومان بحسين ترياكى ميدادند و مشار اليه دو سه گيلاسى عرق مىخورد و اطراف خانه آقا ميگشت و بدمستى ميكرد ، اجزاى آقا او را گرفتار نموده بحضور مى بردند و على الرسم شب او را حبس ميكردند و فردا صبح در تمام محله خبر ميدادند كه امروز در محضر آقا اجراى حد شرعى مىشود مردم ولگرد بيكار هم اجتماع مينمودند و سركار آقا در صدر مجلس مينشست و اول قدرى نصيحت بشارب ميفرمودند ، بعد اجزاء او را برهنه نموده هشتاد تازيانه به او ميزدند آنوقت شخص آقا قدرى از ترس عذاب آخرت گريه ميكردند و آيات غضب و عذاب قرائت ميفرمودند حاضرين هم رقت مينمودند بعد محدود عليه را توبه ميدادند و مردم هم با او همراهى كرده برحسب تلقين آقازاده صيغه توبه با نهايت غلظت قرائت ميشد آنوقت مردم متفرق ميشدند و حسين ترياكى هم بمنزلش ميرفت برادر كوچكتر بر برادر بزرگتر حسد ميبرد كه چرا او نميتواند چنين حوزهء تشكيل دهد ، لهذا در مقام برآمد و حسين ترياكى را احضار نمود و خواست در همان مبلغ قرار عمل را با او بدهد ، اما حسين ترياكى به خوبى ميدانست كه ثروت آقازاده كوچكتر بواسطه عيالش زيادتر از آقازاده بزرگتر است بعلاوه ميل او هم به حد زدن بيشتر است لهذا در كمال سختى ايستادگى كرده تا آنكه مبلغ را بده تومان رسانيد و بدون آنكه برادر بزرگتر مستحضر شود قرار ختم عمل را بشب جمعه دادند كه بالنسبه بساير شبها جمعيت مردم در مسجد بيشتر است و صبح جمعه هم آدم بىكار براى تماشا زيادتر از ساير ايام هفته پيدا مىشود و حسين مزبور على الرسم شراب وافرى خورد و عربدهء هم كشيد و گرفتار گرديد آقا حسن معمولا شبهاى جمعه را مثل ساير علما و زهاد اصفهان به تخته فولاد ميرفت كه شب را بيتوته كند و دعاى كميل بخواند لهذا از اين واقعه مستحضر نشد صبح كه به شهر