احمد مجد الاسلام كرمانى
193
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
مصنفين ايرانى و اروپائى در اين ماده تأليف و طبع و نشر شده و آنچه طرف احتياج ما است در اين مقام فقط حادثه اخيره است كه بدوا در اصفهان اتفاق افتاد و به يزد و قزوين و ساير بلاد سرايت نمود و نتيجهاش انفصال اتابك و نصب عين الدوله شد لهذا از نقطه مقصود شروع ميكنم . از روزيكه مرحوم مظفر الدين شاه بتخت سلطنت ايران جلوس نمود نظر بفطرت ساده او اغلب مذاهب متفرقه در ايران آزاد و اگرچه عنوان آزادى مذاهب رسما از طرف دولت اعلان نشد ولى چون شخص پادشاه مايل بخونريزى نبود قهرا هرطايفه از تبعه ايران در نهايت امنيت و اطمينان باظهار عقايد ميپرداختند و ملاهاى بلاد هم برحسب رسم سابق خود چند مرتبه در مقام كشتن بابى و شيخى برآمدند ولى كمند سخت ديدند لهذا ناچار از كف نفس شدند توضيح آنكه اغلب از آقايان علماى بلاد ايران ، براى كسب شهرت و تكميل رياست و اظهار قدرت در اجراى حدود شرعيه . از قبيل حد شارب و زانى و قتل نفس بابيها و ساير فرق كه آنها را كافر ميدانند ، اصرارى فوقالعاده دارند و اين مطلب را از لوازم و آثار اجتهاد و حيات خاصه نايب امام ميشمارند و هريك از مجتهدين كه باجراى حدود موفق شود در مركز خودش حتما شخص اول و مطاع كل و مرجع عامه خواهد بود و مردم هم عموما چنين ملائى را پرستش خواهند كرد ، مثلا مرحوم حاجى سيد محمد باقر شفتى رشتى كه در اواخر عهد سلطنت فتحعلى شاه در اصفهان مرجع عامه اهالى ايران بود ، فقط جهت اشتهارش در ايران و افتخارش بر ديگران اين بوده كه در قتل نفوس كه شرعا محكوم بقتل بودهاند فوق العاده اهتمام ميفرموده ، چنان كه هنوز قبرستانى كه در نزديكى خانه او واقع است و محل دفن اجساد مقتولين ايشان است ، در اصفهان موجود و موسوم به قبله دعا است و از قرار ثبت صحيحى كه در خانواده او باقى است قريب هشتاد