احمد مجد الاسلام كرمانى

175

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

در عصر مشروطيت مجلهء باسم مجله الاستبداد مينوشت و على الظاهر خود را مستبد جلوه ميداد ولى ريشه مستبدين را آتش ميزد و در آن تاريخ جزو اجزاى ناظم الدوله و سعيد السلطنه بود و در وقت مأموريت او بقم حاجى ناصر السلطنه پانصد تومان هم تقديم به او براى اتابك فرستاد و وعده عزل امين الدوله و احضار او را چهل و پنج روز ديگر بعد از آن تاريخ مقرر داشتند او هم رفت بقم و بنا بسابقهء كه با اتابك داشت او را ملاقات نمود و اداى رسالت كرد و وعد و ميعاد مزبور را هم داد صدراعظم در باطن خيلى خوشحال شده ولى در ظاهر خوددارى كرد بلكه اظهار عدم اعتماد به اين ميعاد و قرارداد كرده از شيخ الممالك ضامن و سند و وثيقه مطالبه مىكند شيخ ميگويد بقدرى به اين قرارداد اطمينان و اعتماد دارم كه خودم را بعنوان وثيقه به حضرت اشرف ميسپارم و به همين ملاحظه در قم ماند و همه روزه به خدمت صدارت ميرفت ، تا بعد از يك ماه كم‌كم آثار بىميلى شاه بامين الدوله ظاهر شد و بعضى مراسلات بلكه معاهدات هم از طهران به او رسيد و بر اميدوارى او افزود و عجب‌تر آنكه قبل از وصول ميعاد يعنى يك روز قبل از طلوع آفتاب روز پانزدهم محرم كه موقع و ميعاد درباريها با صدراعظم بود امين الدوله معزول شد و ترتيب عزلش هم بسيار نانجيبانه واقع شد چرا كه شاه مرحوم با آن همه خوش‌باورى و ساده‌لوحى كه داشت و على الظاهر غرائض درباريها را باور كرده بود كه واقعا براى امين الدوله جان خود را بخطر انداخته است و حتما مردم او را بجرم اينكه امين الدوله را بر آنها مسلط كرده است خواهند كشت ولى باز در متن واقع فهميده بود كه وجود امين الدوله در مسند صدارت اسباب احياى مملكت است و هريك روزيكه بيشتر در آن مسند بماند خدمتى بعالم تمدن مملكت از او صادر خواهد شد ، اين بود كه با وعده صريحى كه به درباريها داده بود باز همه روزه عذرى ميتراشيد و عزل او را بتأخير ميانداخت