احمد مجد الاسلام كرمانى

173

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

و عوض آنكه به طرف عتبات بروند چند روزى ماندند تا آنكه برحسب اتفاق آقا زاده مرحوم ميرزاى شيرازى از مشهد مقدس مراجعت ميكرد ، آقايان فورا يكى دو فرسخ باستقبال او رفتند و اينطور بخرج دادند كه مقصود آنها از خروج از شهر فقط استقبال و پذيرائى از آقازاده بوده خيال ديگرى نداشتند و مسلم است هرگز راضى نيستند كه طهران را گذاشته بنجف بروند و از اين همه عيش و عشرت و آجيلى كه در طهران ميخورند صرف‌نظر نموده عوض سينه مرغ بوقلمون نان فچيل و آب فرات ميل كنند . بارى آقازاده را به شهر آوردند و منتظر بودند كه او از آنها حمايت خواهد كرد و حضورا از شاه عزل امين الدوله را خواهد خواست ولى بر خلاف انتظار آنها جناب آقا سيد محمد مجتهد كه از هواخواهان امين الدوله بود آقازاده را به منزل امين الدوله برد آقازاده هم خوب ميدانست مقاصد او را شيخ فضل اللّه و حاج ميرزا حسن هرگز نميتوانند برآورند و اگر نسيم خيرى بوزد فقط از طرف شاه و صدراعظم است لهذا فورا مثل آهنى كه به طرف آهن‌ربا مجذوب مىشود به طرف آنها رفت و بعد از دوسه مجلس ملاقات و ديدوبازديد و اطلاع بر ضماير امين الدوله نه تنها خيالات او را تمجيد كرد بلكه مخالفين او را صريحا تكذيب نمود و با آنها مذاكره از اصلاح و تسليم فرمود آنها هم چون چارهء ديگر نداشتند على الظاهر پذيرفتند كه وسيلهء براى توقف در طهران داشته باشند و در معنى اسباب‌چينى بر عزل او بكنند اما امين الدوله با آنكه مسلك و خيال آنها را به خوبى ميدانست از آنجا كه به صحت اعمال خويش مطمئن بود اعتنائى نفرمود و مختصر ملاقاتى با يكديگر كردند و نتيجه عداوت و خصومت آقايان وقتى ظاهر شد كه عمله خلوت و اجزاى دربار هم بواسطه محدود شدن قدرت و مداخل خودشان سخت از امين الدوله رنجيدند و به طرف آقايان رفتند و با آنها همدست شدند و بيچارهء