احمد مجد الاسلام كرمانى

171

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

او بعد از فوت پدرشان مرحوم حاجى شيخ محمد باقر سواى چهارده هزار تومان قرض و يك مزرعه شاه‌آباد كه از طرف دولت بتول ابدى خانواده شيخ بود ، چيزى ديگر به ارث نبردند و از آن روز تاكنون كه قريب بيست و پنج سال است اين خانواده الآن داراى پنجاه كرور ثروت هستند و تمام آنها هم خود را از هر اهل عصر و سليمان الزمان ميدانند و مريدها آقايان خود را نايب امام و آيت اللّه فى العالمين و حجة اللّه فى الانام ميخوانند و خيلى كم اتفاق ميافتد ملائى مرجع امور شهرى باشد و ثروت فوق العاده تحصيل نكند ، ثروت مرحوم حاجى ميرزا حسن آشتيانى و مخارج آقاى آقا سيد عبد إله كه به اندازه يك وزارتخانه مخارج يوميه خودش و اولادش و اجزايش بود و سفره نامحدود شيخ فضل اللّه كه لقمة الصباح و عصرانه و شب‌چره شخص خود شيخ اقلا در ماهى شصت تومان است چه جاى مخارج شام و نهارش كه از وزارتخانه رنگين‌تر و بهتر است ، البته تمام اينها ممر صحيح ندارد و بعنوان تقديم بلاعوض كسى به او نميدهد ، بلكه بطور حتم كسانى كه محتاج به او هستند و پول به او ميدهند هرگز از روى رضاى قلب نميدهند و تا ناچار نشوند اسكناس بىصدا را زير جا نماز آقا نميگذارند . ( مخفى نماند كه ميان طبقه روحانيين هم مثل ساير طبقات مردمان متدين واقعى كه واقعا قابل نيابت امام عليه السّلام هستند بسيار است ولى همه اينطور نيستند ) مسافرت آقايان به حضرت عبد العظيم مختصر از مفصل آنكه تا در مملكتى نان مفت خوردن رواج باشد بلكه جزو شئونات شمرده شود محال است آن مملكت‌آباد و ملت آن متمدن و آزاد شوند و همين نكته منظور نظر مرحوم امين الدوله بود كه دست آخوند ها را از امور ماليه قطع نمود و مدارس جديد ايجاد فرمود ، آخوندها هم مطلب را فهميدند و در نهايت سختى برضد او قيام و اقدام نمودند و جناب حاج شيخ