احمد مجد الاسلام كرمانى

164

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

و شايد تعديل صحيح هم ميكرد اما هرچه امين الدوله بيشتر به خيال اصلاحات ميافتاد درباريها بيشتر از او ميرنجيدند و مسلم است خيال آنها آزادى مال دولت بوده لا غير و هرگز مايل بآسايش ملت و قدرت دولت نبوده‌اند ، چه اگر اساس امور دولت صحيح و قانونى ميشد چگونه يك نفر حكيم‌باشى عامى ناشى در چهار سال مالك چهل كرور ثروت ميشد يا يك نفر پيش‌خدمت . پارك هفتصد و پنجاه هزار تومانى ميساخت ، يا صاحب جمع و بعبارة اخرى رئيس قاطرچيها ، مالك بيست كرور پول نقد در بانك انگليس ميشد و امير آخور از تفاوت قيمت كاه و جو صاحب دوازده كرور ملك ميگرديد و از قديم گفته‌اند دزد با محتسب ميانه ندارد . پس درباريها تمام بر ضد امين الدوله اقدام كردند و هركدام هم كه به طرف او رفتند به زودى برگشتند . مثلا فلان ترك چند روزى با او راه ميرفت و سپس دستخطى از شاه صادر ميكرد كه فلان مبلغ با آن شخص مواجب مرحمت شود يا فلان حكومت يا فلان منصب به او واگذار گردد امين الدوله آن دستخط را ميبوسيد و زيارت ميكرد ولى جواب ميگفت حالا دولت محل اين گونه مخارج را ندارد و ما در كار اصلاح ماليه و تسويه بودجه هستيم ، بعد از آنكه ترتيبات لازمه داده شد فكرى هم براى شما خواهيم كرد آن شخص هم البته منتظر چنين جوابى نبوده و قهرا ميرنجيد و بدشمنان امين الدوله پيوسته و دشمنان امين الدوله عبارتند از تمام اجزاى دربار ، چرا كه هيچكدام از او راضى نبودند و تمام آقايان علماى طهران و ساير بلاد ايران ، چرا كه جلو تصرفات آنها را مطلقا مسدود كرده بود و نميگذاشت كما فى السابق در كليه امور مملكت مداخله نمايند و گذشته از اينكه ابدا توسط آنها را در امور دولتى نميپذيرفت ، پاره‌اى توهينات هم نسبت به آنها وارد آورد حالت حكام بلاد هم معلوم است كه هميشه تابع مركز و پيرو شخص اول هستند و چون بناى صدر اعظم را بر بىاعتنائى بعلما دانستند آنها هم نسبت بعلماى بلاد ميزا حسن رشيديه