احمد مجد الاسلام كرمانى
149
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
مزبور تسليم نمودند ، اين بود اولين قرض دولت كه در دوره ناصر الدين شاه از خارجه استقراض شد ، بعد از آن هم گاهى ناصر الدين شاه قرض ميكرد اما هرگز از صد هزار تومان متجاوز نميشد و خيلى زود ميپرداخت وارثى كه از او براى وليعهدش يا مملكتش باقىماند از هرجهت همان قرضه بانگ بود ، با هفتصد هزار تومان قروض متفرقه ، از تجار داخله و خارجه و مبلغى هم حقوق ارباب حقوق مخصوصا اهل نظام باقىمانده بود كه مطالبه ميكردند و بنابر عادتى كه آن مرحوم داشت نصف ماليات را هم كه تازه شروع شده بود گرفته و به مصرف رسانيده بود ، مرحوم مظفر الدين شاه در هيجدهم ذى قعده 1313 در تبريز بتخت سلطنت نشست و در اواخر همان ماه در حالتى كه سواى مبالغ كثير قرض چيزى ديگر نداشت با پولتيكى كه صدر اعظم برايش تهيه كرده بود روانه طهران شد « 1 » و هزارها نوكرهاى قديمى خود را با هزار وعده و نويد همراه آورد و
--> ( 1 ) مظفر الدين شاه در تبريز نشسته و در آمدن پايتخت امروز و فردا مىكند و صدر اعظم امين السلطان مشغول حل و عقد امور است و گزارش تمام كارها را تماما با تحسين از طرف شاه پذيرفته مىشود روز بروز بعرض مىرساند . عامه خيلى انتظار ورود مظفر الدين شاه را دارند و همه تصور ميكنند اين مرد چهل ساله كه بيست سال است در حاشيه مشق سلطنت كرده است همين كه وارد شود و بر تخت بنشيند ايران را بهشت برين خواهد كرد . خيلى ها هم بودند كه فكر ميكردند ناصر الدين شاه پادشاه پرخرجى بود و هشتاد زن و حرمخانه مفصل او مجال بمصارف عام المنفعه نميداد در اين اواخر بواسطه بالا رفتن سال به كارها رسيدگى كم ميكرد و خيلى وزرا بخصوص صدر اعظم را به اختيار خود واگذاشته بود البته شاه نو از همه اين معايب مبراست و خيلى هم جوان نيست كه نى تجربهگى او مايه زحمت ملت بشود ولى خواص كه باخلاق مظفر الدين شاه آشنا بودند به اين بيانات پوزخندى زده صريحا نميگفتند در هرحال شاه از تبريز حركت نميكرد اين توانى و تراضى براى چه بود آن روزها كسى نميدانست ولى بعدها كه باخلاق خرافات پسند -