احمد مجد الاسلام كرمانى
103
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
اجل خواهش دارم كه در مقاصد مشروعه كمال بذل جهة را مراعات فرمايند مزيد امتنان اينجانب است » اين پاكت را واسطه نزد شخص لقبخواه ميفرستاد و او هم عوض آنكه مستقيما بحضور حكومت ببرد در نزد خودش نگاه داشته و به تمام آشنايان خود نشان ميداد و آن لقب را بر خود مسلم ميپنداشته و شايد زياده از پنجاه لقب به همين وسيله خود بنده براى دوستانم صادر كرده باشم كه يادگار آنها در كرمان امين الشريعه معين الشريعه ؛ امين الاسلام . نظام الشريعه ، قوام الاسلام ، مؤيد الاسلام ، شريعتمدار و غيره موجود و حاضر هستند . افتضاح القاب وسيله چهارم آنكه كار لقب به اين افتضاحات منجر شد و احدى در مقام تحقيق و تفتيش برنيامد كه مصدر و مأخذ القاب را تحقيق نمايد و مردم دانستند كه امر لقب در دولت مثل امر مستحبات در شريعت است كه مورد مسامحه و عدم اعتنا و مسئوليت واقع شده ، لهذا بدون آنكه بيكى از اين وسائل متوسل شوند متوسل بدكان حكاكى گشتند و هر لقبى را كه خودشان براى خود انتخاب مينمودند به چهار پنج قران ميخريدند ، يعنى دستورالعمل ميدادند كه مهرى به اين عنوان براى آنها حكاكى نمايد و بعد از آنكه مهر حاضر ميشد او را در مراسلات و قبوض و بروات خود به كار ميبردند و همان استعمال مهر كفايت ميكرد و به همين جهات كار لقب در ايران به جائى رسيد كه تقريبا يك عشر از مردم ايران رجالا ، نسائا ، صغيرا و كبيرا صاحب القاب شدند و بسيارى از القاب مكرر شد سواى چند لقب بزرگ كه از قديم بوده از قبيل ظل السلطان ، نايب السلطنه ، امين الدوله ، فرمانفرما نظام السلطنه ، نظام الملك و امثال آنها ما بقى در هر شهرى بعينه مثل پاى تخت بتكرار رواج گرفت و نه تنها القاب دولتى در شهرها مكرر شد بلكه القابى كه