احمد مجد الاسلام كرمانى

86

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

صاحب ثروتان شهر مطالبه تفنگ و فشنگ ميكرد و چون در واقعه ميدان توپخانه سيصد قبضه تفنگ از مال سالار الدوله گرفته و بقشون ملى داده بود و بعد از ختم واقعه آن تفنگها را پس گرفته در نزد خودش ضبط كرده بود اغلب همان تفنگها را عوض آنچه پول از مردم ميگرفت بخرج ميداد آن هم در صورتى كه رفقايش از پول گرفتن او مستحضر ميشدند و الا ابدا بروز نميداد و پولها را تنها مىخورد و مردم هم مخصوصا به او خيلى پول ميدادند كه مبادا آنها را مستبد معرفى نمايد و داغ باطله به آنها بزند . اين بود كه قلوب بزرگان مملكت به كلى از مجلس و و مشروطه منزجر شد و خيال ميكردند اين اعمال آثار مشروطيت است غافل از اينكه كلمه مشروطه از اولين كلمات مقدسه عالم است نهايت از جهالت ايرانيان در ايران بد تعبير كردند ، بارى بسيارى از مردمان محترم مجبور بفرار شدند و از طهران مهاجرت كردند ، چرا كه اگر بميل حاجى ملك و رؤساى انجمنها رفتار نميكردند مفتضح و رسوا ميشدند و اگر ميخواستند اطاعت نمايند از عهده برنمى آمدند و يا آنكه از شدت خست راضى نميشدند آنهمه پول بدهند ، بلى . تبعيد سعد الدوله فقط يك نفر سعد الدوله در مقابل طمعهاى آنها استبداد بخرج داد و مقاومت كرد و على الظاهر دينارى نداد و هرچه بر او لطمه زدند اعتنا نكرد ، تا آنكه ناچار شد از مجلس خارج گرديد و از وكالت استعفا داد و منزوى شد ، تا آنكه بمقام وزارت خارجه رسيد باز حضرات مطالبه تقديم يا رشوه از او كردند ولى سعد الدوله با نهايت سختى جواب داد و دينارى به هيچ رسم باحدى نداد تا آنكه اجزاء وزارت امور خارجه را بر او شورانيدند و بالاخره بعد از چند روز او را معزول نمودند باز هم سعد الدوله در خانه نشست و در به روى دوست و دشمن بست ، اما حضرات از او نگذشتند و متصل در مقام توهين و تشييع او بودند و در