احمد مجد الاسلام كرمانى

84

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

رياست احتشام السلطنه از طرف انجمنها بمجلس اخطار و اصرار شد كه نظامنامه براى نظام ملى بنويسند و بعضى از وكلا هم اصرارى در انجام اين امر داشتند ولى احتشام السلطنه كه مردى عاقل بود و از مفاسد اين مطلب به خوبى اطلاع و استحضار داشت اعتنائى به اين حرفها نكرده اجازه نداد كه اين مسئله در مجلس طرح شود و در موقع عزل احتشام السلطنه همين مطلب را هم از گناهان كبيره احتشام السلطنه شمردند و معلوم است در امرى كه قانون مخصوص نداشته باشد هريك از رؤساى انجمنها سليقه شخصى خودشان را صحيح و واجب العمل ميدانند چنين كارى هر قدر خوب باشد بواسطه اختلاف آراء حتما خراب خواهد شد ثانيا اختيار اين كار بدست انجمنها افتاد نه مجلس ، بعبارة اخرى مجلس در اين باب حكمى نداد و قرارى نگذارد همينقدر ممانعت هم نكرد و انجمنها هم هركدام براى اظهار اهميت خود و اثبات مزيت خود بر سايرين يك عده از جوانان بىكار خود را اسلحه پوشانيدند و روزهاى معين بمشق پاواداشتند اين بود كه عده آنها بهيچوجه معلوم نشد ، چرا كه در يك نقطه هرگز اجتماع نداشتند كه معلوم شود چند نفر هستند و تا چه اندازه معلومات دارند ، همين مجهوليت دولت و مجلس را بشبهه انداخت . گاهى شهرت داشت صد هزار نفر هستند ، گاهى كمتر ميگفتند ، بلى چيزى كه پيدا بود و همه كس ميتوانست ملاحظه نمايد ، اين بود كه هرگاه كسى وارد انجمنى ميشد چهار پنج نفر قراول دم در و صحن انجمن ميديد كه مسلح ايستاده‌اند ، يك نفر فرمانده همراه آنها است كه فورا تا يك نفر وارد مىشود نظر بر است ، سلام فنگ ، فرمان ميدهد ، از بعد از واقعه ميدان توپخانه در مجلس و اطراف مجلس هم يكعده جوانان مسلح حاضر ميشدند ولى حاضرين در مجلس اغلب مردمان محترم و بزرگان محتشم بودند ، از قبيل ظهير السلطان پسر ظهير الدوله ، عين السلطنه پسر بانوى عظمى آجودان‌باشى پسر وزير نظام مصطفى خان پسر قوام الدوله و گاهى هم پسرهاى ظل السلطان ميرفتند ، مجملا در تمام صد نفر بلكه متجاوز ، وكلاى مجلس كسى نبود از اين جوانان مسلح بپرسد شما