احمد مجد الاسلام كرمانى
78
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
تمجيد از رأفت و حسن فطرت امپراطورى مىكند و ميگويد من هرگز آدمى به اين درجه صاحب رحم و مروت نديده و نشنيده بودم و ادله و شواهدى بر اين مدعى خود اقامه نموده تا بالاخره ميگويد اينكه امپراطور معظم بتشكيل مجلس صلح عمومى لاهه اقدام و موفق شده فقط براى اين است كه ابدا راضى نميشوند خونى در دنيا ريخته شود . همان امپراطور دو سال بعد بجنگ شرق اقصى اقدام فرمود و دو كرور خون ناحق از طرفين در آن صحرا ريخته شد فقط جهانگيرى امپراطورى باعث آنهمه قتل نفوس بنى آدم شد ، بعلاوه در اغتشاشات داخلى روسيه كه مردم فلكزده بهواى آزادىطلبى جنبشى كردند آنقدر از آنها به حكم امپراطور كشتند كه نماند خانه در مسكو و پطرسبورغ و ادسا و ورشو و ساير بلاد كه عزادار نباشند اينكه امپراطور روس . اما اعليحضرت ميكادو كه تمام محررين دنيا او را مؤيد من عند إله و مظهر كرم و رحمت پروردگار نوشتهاند ، علاوه از آنكه اقدام بجنگ شرق اقصى كرد و چندين مليون خسارت مالى بر اهالى ژاپن وارد آورد و قريب يك كرور از ملت ژاپن در آن ميدان خونخوار هدف توپ و تفنگ آتشبار شدند و مقصود ظاهرى ميكادو حفظ استقلال كره بود ، بعد از آنكه روسها را از كره خارج كرد رسما كره را در تحت تصرف خود درآورد و بيچاره امپراطور كره را با تمام خانوادهاش به بدترين عذابها از تخت سلطنت بتخته كشيد ، حالا چه ميتوان گفت درباره چنين امپراطورى كه يكوقت بملت خود نعمت آزادى داده و يكوقت آزادى يك ملت را سلب مينمايد و اهل بصيرت ميدانند هم آزادى دادن و هم گرفتن هردو برحسب اقتضاى پولتيك عصر بوده ، يعنى يكوقتى در مملكت ژاپن مردمان صاحب نفوذ بسيار بودند و امپراطور فقط باسم سلطنت در پشت چندين حجاب مستور بود . لهذا