احمد مجد الاسلام كرمانى
72
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
شده باشد ، بلكه براى بسيارى از مورخين اروپائى و ايرانى حل اين معمى خالى از اشكال نخواهد بود و ما بملاحظه آنكه در اين كتاب متعهد شدهايم فلسفه تاريخى انحطاط مجلس را بنگاريم اين يك نكته را هم كه كمال ارتباط را با موضوع بحث ما دارد حل و توضيح خواهيم كرد . نظرات اوليه شاه البته آقايان عظام كه زحمت مطالعه اين كتاب را متحمل شدهاند در خاطر دارند كه چندين مرتبه پادشاه قسم ياد كرد كه با تمام قواى خود بمشروطيت معاونت فرمايد و چندين دستخط از او صادر شد كه كمال مساعدت او را با اساس مشروطيت مدلل ميداشت و يك مرتبه هم پشت قرآن را با خط مبارك و بامضاى خود ترسيم فرمود در روزى كه بمجلس آمد با حضور تمام وزرا و وكلا و حجج اسلاميه قسم ياد كرد كه پادشاه دولت مشروطه باشد و مدتها هم هرچه از مجلس با اخطار يا اظهار كردند ، يا فورا پذيرفت و اطاعت كرد و يا آنكه بعد از يكى دو روز مذاكره و تكرار بالاخره تسليم شد ، حال بايد فكر كرد و دانست كه آيا مقصود اصلى شاه چه بوده ؟ ! آيا واقعا از اول بر ضد اين اساس بوده ؟ ! و هرچه ميكرده در واقع خدعه و تدليس بوده و با آنكه نقشه او اينطور اقتضا داشته ، كه مظلوميت خود را در انظار دول متحابه مدلل ساخته سپس در بهم زدن مجلس پرداخته باشد ؟ ! و يا آنكه تجديد رأى براى او حاصل شده ؟ ! كه بعد از آنكه كمال مساعدت را با مجلس اظهار فرموده از اين خيال منصرف شده و بواسطه ميل فطرى خود باستبداد يا بواسطه استبداد درباريان مستبد شروع بهم زدن مجلس فرمودهاند ! ؟ تمام اين نكات ممتنعه الاجتماع است ، يعنى ممكن نيست به تمام اين ملاحظات مدخليت داشته باشد و ما ناچاريم يكى از شقوق را اختيار نموده ما بقى را رد كنيم حالا كدام مورخ ميتواند اين معما را حل كند و اين نكته محمد عليشاه