احمد مجد الاسلام كرمانى

68

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

پيش‌آمد و حضرات هم در اين ماده خيلى هياهو كردند ولى دوستى آقا سيد عبد اللّه با اتابك اعظم حل اين معمى را كرد و مغرضين كارى از پيش نبردند و بلافاصله فتنه سالار الدوله پيش‌آمد و اردوى او تا نهاوند تاخت و حاجى ملك منتظر بود كه بدون هيچ مانعى تا طهران خواهد آمد بلكه اميدوار بود كه از مجلس به او همراهى شود و آقايانى كه با او معاهده داشتند مقدم او را خواهند پذيرفت و او را بسلطنت تهنيت خواهند گفت ولى بر خلاف انتظار او اتابك مرحوم به زودى جلو او را مسدود كرد و اساس سلطنت موهومى او را بهم زد و طورى اسباب فراهم آورد كه در ظرف چند ساعت او را مستأصل كردند ، از آن تاريخ ببعد اگرچه ملك المتكلمين مأيوس شد ولى بعد از آنكه سالار الدوله را سالما بطهران آوردند و در باغ عشرت‌آباد بعد از تحصن به منزل اتابك متوقف كردند طورى ديگرى نقشه كشيد و از درى ديگر داخل شد و خيالش اين بود كه مجلس را بر ضد شاه وادارد كه رأى بر تغيير او بدهند و آنوقت حتما وليعهد را بسلطنت بر ميداشتند و حاجى ملك ميتوانست اسبابى فراهم كند كه سالار الدوله را نايب السلطنه او قرار دهند اگرچه در اين نقشه ظل السلطان بلكه نايب السلطنه هم شامل ميشدند ولى چون رشته در دست ملك بود اميدوارى داشت كه برحسب اراده خودش بهر طرف كه ميخواهد ميكشاند و واقعا هم‌رشته در دست او بود و تمام انجمن‌ها تابع ارادات او بودند و مجلس هم چنان كه گفتيم مطيع اوامر و نواهى انجمنها بود پس ميتوانيم بگوئيم در ظرف اين دو ساله قواى ملت ايران فقط در دست ملك المتكلمين بود و اگر بعضى عيوب در وجود او نبود يكى از بزرگان دنيا شمرده ميشد ولى افسوس كه طمع فوق العاده و ميل بجمع اموال در مزاج او رسوخى تمام داشت گذشته از آن در عهد خود پايدار نبود بلكه خيلى ابن الوقت و از اهل اين دوره بود هرگز نميتوانست از پول چشم بپوشد و هرگز