احمد مجد الاسلام كرمانى
66
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
است و بامر پادشاه اين اقدامات را كرده است و بايد مشار اليه را بعدليه جلب نموده زنجيرش كنند . و بلوائى بسيار سخت در طهران پيشآمد و دو سه روز امتداد داشت كه شاه ميفرمودند « رحيم خان در طهران است و مسئول اعمال پسرش نيست و بر فرض كه راست باشد و جماعتى كشته شده باشند چه دخلى برحيم خان دارد ، كه در طهران متوقف است و بايد تحقيق كرد آيا خطى از رحيم خان در دست است يا فقط تهمت است » ولى باصرار وزرا شاه راضى شدند كه رحيم خان را بدون محاكمه و استنطاق در عدليه محبوس سازند حال بايد ديد كه آيا واقعا رحيم خان مقصر بود يا نبود . رحيم خان سردار نصرت در اينكه رحيم خان از بدائت عمرش بدزدى و آدمكشى مشغول بوده حرفى نيست ! و در اينكه بسيار آدم بدى است آن هم محل ترديد نخواهد بود ، اما در خصوص قضيه قراجهداغ و آنچه به او و پسرهايش نسبت داده بودند بعدها معلوم شد چندان مأخذ مهمى نداشته است ، بدليل آنكه بعد از آنكه مدتى در حبس ماند از خود آذربايجان انجمن ايالتى از او شفاعت كرد بلكه او را احضار نمودند بعلاوه مدلل شد كه آنهمه قتل و غساسات كه به پسرهاى او نسبت ميدادهاند مطلقا دروغ بوده فقط ما بين پسرهاى رحيم خان و بنى اعمام آنها ! نزاع شخصى شده و از طرفين چند نفر كشته شدهاند و پسرهاى رحيم خان مبالغى اموال رعايا را غارت كرده . بلكه بعد از گرفتارى پدرشان بهر جا كه دستشان رسيد غارت كردند و بالاخره گرفتار رشيد الملك « 1 » حاكم اردبيل شدند و تمام اموال منهوبه را از آنها استرداد نمودند ، چندى بعد هم مجددا با همان بنى اعمام نزاع كردند و يكنفر از پسرهاى رحيم خان كشته شد ، حاصل آنكه فتنه قراجهداغ
--> ( 1 ) نقى خان