نجم الدين ابو الرجاء قمى
411
تاريخ الوزراء ( فارسى )
هزينه شدن 4 پ 198 پ هفت ستارهء سياره 201 پ هلال آسمان كمر زر او آمد و ستارهها نثار عظمت ، و برق كمر شمشير اقبال و رعد آواز چاوشى 25 پ هلال آسمان نعل سمند 230 ر هلال بخت ايشان هلال شب شك است كه از آن نااميد شوند 220 پ هلال بود كه بدر كامل شد 106 ر هلال دستور نجن آمدن 2 پ هلال دولت طوق كميت او 199 پ هلال را بدانكه دوتا باشد عيبى نباشد 44 ر هلال عيد 154 پ هلال كار كسى بدر شدن 26 پ هلال نو 42 پ همچون آبگينه كه هوا را در همه چيزها تاثير نقصان باشد 220 پ همچون آتشزنه بود كه در زند افتاد و نسوخت 142 ر همچنانكه زر دستبهدست مىرود ، شعر او زبانبهزبان مىرود 197 ر همچون خيرى كه اول آن را بر غربال ببرند آنگه دور افگنند 180 ر همچون زرى كه از دم كارى آهنين بجهد 103 پ همچون ستنبه آمد شدى داشتن 189 پ همچون مار كه در دندان او زهر باشد ، و در گوشت او ترياك 136 ر همدستارداران را اسم عزل برافگنند 127 ر همسايه را به گناه همسايه گرفتن 6 ر همگنان 210 پ هملحاف و هم مضربه 74 پ همنفس بودن 76 پ هماى دولت بر سر كسى پر باز كردن 9 ر همه بادى خوش نباشد 72 پ همت بر چيزى مقصور بودن 176 ر همج رعاع 90 ر هنات به مصافات راه يافت 79 پ هنجار صولت كار 97 ر هنجاركار 61 ر هنگامهء جهان 52 ر هنگامهء جور 80 ر هنوز هلال بود كه در محاق افتاد 129 پ هوا وقتى گرم است و وقتى سرد 58 پ هواجس حماقت 155 پ هوام و حشرات 62 پ هوام و حشرات فتنه را در جنبش آوردن 160 پ هيبت چرخ گردون 25 پ هيبت صليل شمشير خونخوار 132 پ هيچ باد ، غبار او نمىشكافت 65 پ هيچچيز از خرده عيبى خالى نيست 166 ر هيچچيز دافع مرگ نيست 186 ر هيچ خرمى نيست كه پس از آن دژمى نباشد 113 پ