نجم الدين ابو الرجاء قمى

402

تاريخ الوزراء ( فارسى )

مسمار فنا بر در بقاى كسى زدن 56 پ مسند از وى معطل شد 175 ر مسندافروز 171 پ مسند امامت 67 پ مسند امامت فلك الافلاك شد 68 ر مسند وزارت 136 ر مسيح‌وار احياى مردگان كردن 11 مشاراليه گشتن 57 پ مشارع فضل 95 پ مشترى را آرزوى ركاب او بود 101 پ مشترى سعادت‌بخش 168 پ مشتى بغداد 138 پ 147 پ مشعبد حوادث بدست ديگر آيد و آتش در خرمن زند 39 ر مشغله در سرآمدن 86 پ مشفق‌تر از ابر بر زمين به وقت بهار 47 پ مشك اذفر چون مداد ايشان است 216 پ مشك بر سك دليل كردن 42 پ مشك به عنبر معتدل شود 34 ر مشك را جهت بوى خوش سوزند 33 ر مشك را چون سايند بوى بهتر آيد 7 پ مشك سقا را وقتى آماس باشد و وقتى دق 116 پ مشكى آب از درياى او برنتوانستن گرفتن 14 پ مشكور بودن 221 ر مشكاة دولت را مصباح قلم اوست 167 پ مشهورتر از اسب ابلق 12 پ مصائب و نوائب جهان 142 ر مصابيح عدل 88 پ مصاف كردن 146 ر مصافى كه در ميزبانى وحوش و طيور خوانى گسترد ، موائد آن در كاسه‌هاى سر مردم 163 پ مصافى كه در آن زره‌دار هلاك شود ، و آن‌كس كه زره ندارد ، سلامت يابد 137 پ مصحف به بند زر مرتبه نيفزايد 110 پ مصور شدن 216 پ مصور كردن 86 پ مضايق كار 83 پ مضرت و معرت شروشور شامل گشتن 163 پ مضمار فضل 148 ر مطالعت اسباب خويش كردن 91 پ مطاوى كار 106 ر مطبخ پاكيزگى به خاكستر آلودن 15 ر مطبخ پاكيزه خوابگاه ساختن 15 ر مطرب خرابات ، كنيزكان مطربه 5 پ مطربى بود كه تا چنگ در كاسه نزد 87 ر مطربى پاسبانى كه چوبكى بر چوب زند 65 ر مطرح باز كردن 105 ر مطرد و مستوسق آمدن 147 پ مطل و تدافع 210 ر مظان خير و خيرات آمدن 219 پ معاقد دولت به تاكيد مقرون شدن 162 ر