نجم الدين ابو الرجاء قمى

372

تاريخ الوزراء ( فارسى )

زينت ملك و زيور دولت 172 ر س سابق حلبه 68 پ سابق و مسبوق 184 پ سائر آمدن 79 پ سائلان او را كسى از ميراث‌خواران بازنشناختى 173 پ ساده آمدن 38 ر ساده‌طبع بودن 224 ر ساز روزگار او نواى خوش مىزد 106 ر ساز مطرب شادى 221 پ ساغر همه روز به دست ديگر برآيد 14 ر ساق عرش 51 پ ساقى او در قيام و صراحى در ركوع 178 ر سال بار جماعتى به تقبيح صورت او چاك باززدند 206 پ سامرىوار شكلى طرفه نمود 195 ر سايه آب تر نشود 54 ر سايه‌اش سايهء زمستان است 18 پ سايه‌پرور بودن 202 پ سايه‌بان سر علم 223 ر سايه‌بان يونس « عليه السلام » از درخت كدو كردند ، نه از سرو 146 پ سايهء خويش مجروح نتوان كرد 12 ر سايه در پيش مىرود 33 پ سايه ، شبانگاه درازتر باشد كه در چاشتگاه 43 پ سايهء كركر 33 پ سايهء كسى گران شدن 23 پ سايهء كسى مبارك بودن 23 ر سايهء عدل و انصاف 187 ر سايهء مبارك 186 پ سايهء هركس در جهان است از آفتاب دار الخلافه است 205 پ سباع‌تازان 79 پ سبزه‌زار را بسيار وقت باشد كه از باران زيان رسد 64 ر سبزى بر مزبله رستن 15 پ سبق برده 169 ر سبقت چين نمودن 122 ر سبك‌تر از ترازوى گناهكاران 90 ر سبك‌تر از ذره 98 پ سبك‌روح 211 پ سبك‌روح بودن 59 ر سبك سنگى كردن 109 پ سبل از چشم برگرفتن 51 ر سپر افكنده و شمشير پاره‌پاره كرده 213 پ سپر يكديگر بودن 56 ر سپرى كه تير بران بر آن آيد 74 پ سپرى كه تير دشمنان بازدارد 118 پ سپرى كه منجنيق در آن كار نكند 177 ر سپند به گاه آنكه سوزد ، رقص كند 179 پ سپهر سبزچنگ و آسمان مستوصفت 161 ر سپهر گردون 218 ر سپيددستى چند سر غربال 141 پ سپيدى باز نه از پيرى بود 53 پ سپيدى در ميان الوان نيكوتر از همه است ، و ليكن ريش را عيب است