نجم الدين ابو الرجاء قمى

338

تاريخ الوزراء ( فارسى )

تير بودن و تيرانداز بودن 199 پ تير به پر ديگرى پرد 226 پ تير به نشانه نرسيدن 85 ر تير بىكمان انداختن 33 پ تير بىنشانه به چپ و راست انداختن 65 پ تير به جرم خورشيد انداختن 11 پ تير پرتاوى 53 پ تير تا ضعيف نباشد كارگر نباشد 9 پ تير تراش در تير نگرد 53 ر تير جان دوز قضا بران آمد 139 پ تير جعبه و سنگ منجنيق شدن 207 پ تيردار نشايد كه سپرها بيش دارد 74 پ تير در هوا باز نايستد 43 ر تير دوسر 8 ر تير را در دل جاى نبود 81 ر تير را نزديك آرند تا دور اندازند 54 پ تير كه از قبضهء كمان قضا روان شد كارگر آمد 161 پ تير كه از مجروح بيرون آيد بتر از آن كار كند كه آنگاه كه كارگر آمد 6 پ تير و قلم عريان 68 ر تيرها در ركوع و سجود آمدن 165 ر تيمار داشتن 57 ر 61 پ 74 - 114 - 186 ر تيغ آهيخته 132 پ تيغ او چون تيغ صبح اثرى ننمود 216 ر تيغ بركشيدن آفتاب 223 پ تيغ‌زن‌تر از آفتاب 54 ر تيهوى كسى بازگرفتن 65 پ ث ثبات دولت 2 پ ثلمت كن وهن مسدود شد 165 ر ثريا مسمارهاى نعل اشهب او 199 پ ثرياى دولت ركاب او 178 ر ج جادو آب در جوى بندد ، او به صنعت در جوى تهى آب برآوردمى 151 ر جادهء عدل كور شدن 103 ر جام آبگينه 48 پ جام پرشراب را بر دست دارند ، چون تهى گردد از دست بدهند 113 ر جام جهان‌نماى 53 ر جام مى و نشاط جان شكسته شد كه در همه ريخته آمد 203 ر جامه باطى افگندن 13 پ جامهء بخت چون بنفشه كبود آمدن 52 پ جامه چاك كردن 39 پ جامه چون لالهء پرپر دريده آمدن 200 ر جامهء ژنده و خلق 51 پ جامهء ستدن 57 پ جامهء عروسان و دامادان و پوشش جنازهء مردگان كه ببرند و بازآرند 192 ر جامهء لاذ او پولاد است 201 ر