نجم الدين ابو الرجاء قمى
326
تاريخ الوزراء ( فارسى )
بر سگاليدن 53 پ بر سوگوارى ايشان جز ابر و ميغ نگريد 214 پ بر شكار لاغر رايگان غم خوردن 58 بر شكل متصوفه 63 پ بر طريق فجات كشته شدن 180 پ بر ظاهر چون آينه و در باطن چون مقراض 166 ر بر ظاهر زاهد و در باطن گرگ 83 پ بر عالمى كه چون برق خندد نه از شادى باشد و چون ابر گريد نه از دلتنگى ، چه اعتماد شايد كردن 218 ر بر عطله بودن 131 ر بر عمرى كه چون لاله يك روزه است ، چه اعتماد باشد 158 پ بر فلك رفتن 5 پ بر فلك علم ، از دانش او هزار خورشيد و ماه تابان بيش بود 195 پ بر قاعده 159 پ بر قدر وقب 75 ر بر قطار بودن 224 ر بر كار راست بودن 74 ر بر كار نشست 97 پ بر كارى شيدا شدن 176 پ بر كسى ايالت تقرير كردن 194 ر بر كسى دست يافتن 20 ر بر كسى گل فشاندن 54 پ بر كنار دريا برخاك تيمم كردن 14 پ بركندن 2 ر بر كوه دماوند باد بسيار گذرد 93 ر بر گردن روزگار مرسله در شاهوار بود 170 پ برگرفتن 145 پ بر گستوان برافگندن 217 ر بر گل ملك بلبلى خوشسرا نشست 88 پ بر لب دريا آب فروختن و يخ به تحفه آوردن 175 ر بر لب كوثر بودن 217 ر بر مائده جز كرام الكاتبين نبودن 15 پ بر مجلس علم متحلى بودن 146 پ بر مغافصبت هلاك كرد 142 پ بر مناصحت و مخالصت توفر نمودن 162 ر بر منهاج ماندن 3 ر بر مهتاب زلفين 150 پ بر نام ايشان زمانه انگشت دو گوش نهد 18 پ بر نام حمامه خرقه كردن 163 پ بر نقش واقف بودن 5 ر بر نمك جگر خوردن 27 پ بر نيابت خرج كردن 108 پ بر وجه حجت ستدن 8 پ بر وجه نيكو حمل كردن 184 ر بر ياد يكديگر مى خوردن 93 پ برين خوان جز جگر مردم بريانى نيست 140 ر برين خوان ، درين مهمانى ، تره بر حلوا مزيت دارد 37 ر « برين » قلبتان اضرار نمود 187 پ برين نمونه مصر شد 167 پ برق دولت او طراز تاريكى شب جهان شد 143 پ بردابرد او كم آمدن 201 پ برد الورد باشد ، كه سود بيش كند كه