نجم الدين ابو الرجاء قمى
309
تاريخ الوزراء ( فارسى )
5 - مثلها و عبارتها آ آب آسيا 42 پ آب ابر زلال باشد ( بارد ) 26 پ آبادان كردن 176 ر آب از باد بهم آمدن 84 ر آب از ترى و خاك از خشكى خالى نيست 79 ر آب از دامن به گريبان رسيدن 62 پ آب از سر گذشتن 106 پ آب از سنگ خاره بيرون آيد 58 ر آب با كم آمدن 152 پ آب بدعت ريختن 207 پ آب بر كسى خوردن 54 ر آب به رونق خوردن 83 پ آب به غربال نمودن 124 ر آب بهشت كدر نباشد 9 ر آب بيمار در قاروره 36 پ آب پر دجله جز به دولاب به كار نرود 59 ر آب جوى آنان طهارت را نشايد 36 ر آب جوى چون منقطع شود ضفادع آن هلاك شوند 23 ر آب چشم آن سيراب كند 45 پ آب چشم شور است 62 پ آب خوش بودن در دريا 16 ر آب در چيزى كردن 62 ر آب در حوض سوراخدار نماند 75 ر آب در هاون كوفتن 149 ر آب دريا از ثقل كشتى گرانبار نشود 65 ر آب دريا را چون كشتى به درد ، حالى با حكم خويش آيد 188 پ آب دريا زير بالا كردن 11 پ آب دريا شور بود 26 پ آب را بقائى نباشد 26 پ آب را كس حاجت نباشد كه راند 26 ر آب رخ بردن 12 پ آب رسيدن به طبرزد 16 ر آب رود بسيار ، به هيچ مردار رنگ بنگرداند 8 پ آب روى او جز اشك نبود 179 ر آب روى صبح 10 پ آب روى نبودن 230 پ آب زلال با پول باشد 233 ر آب زلال به دهان بيمار ناخوش بود 31 پ آب زمزم را گرچه شورى بود ، بر