نجم الدين ابو الرجاء قمى

222

تاريخ الوزراء ( فارسى )

دادى . صدر صفى الدين پسر مجد الدين در اقبال جوانى و حداثت سن ، به سفر حجاز بود ، استلام حجراسود بر سپيدكارى جهان اختيار كرده بود . عمره طراز عمر شناخت ، تا به حرم برسيد ، خواب بر خويشتن حرام كرد . عرفات را نردبان غرفات جنات شناخت . ديوان عرض به صدر صائن الدين عبد الملك همدانى مفوض شد . پيش از آن چند شغل معظم به كفايت او منوط بود ، و اثر او در ملابست آن پسنديده و سمر گشته ، و شهامت او در همهء جهان مشهور است ، تا حدى كه در هر طرف كه پرسند كه متصرفان و اصحاب قلم كافىتر كيست ، اشارت خاص‌وعام به وى باشد . كفايت ديگران با كفايت او ، چراغى بود كه در معرض آفتاب باشد . در ( 192 ر ) هر تدبير كه با وى مشورت كنند ، عين صواب بر زبان دارد . فلك نادر راى ، نقشى چون ندب‌آراى او كم زند . مروتى و طريقتى كه او راست در اين عهد عنقاى مغرب است . در جوى مردمى ، آب او پديد آورد . در مسجد عتيق همدان دار الكتبى فرموده است ، مشحون به انواع كتب علوم ، و جامهء عروسان و دامادان و پوشش جنازهء مردگان كه ببرند و بازآرند ، اين دار الكتب چون هدهد با قبا و كلاه است . بر چند رسم اين دار الكتب فرموده است ، در تذهيب و تهذيب آن يد بيضا نموده ، هركس كه بر آن رحبه رود ، آسايش و سكون و راحت به دل او رسد ، پندارد كه پاى او به گنج فرورفت . چنان كه كهربا كاه ربايد ، اين رحبه غم از دل برد . اگر كسى نزهت جاى چنان طلب كند ، كتابت به ترنج ( ؟ ) نويسد . مدرسى چون خواجه امام معين الدين ، پسر جمال الدين ابو المظفر نشانده است ، كه فضل او چون ( 192 پ ) دم مسيح ، مردهء جهل را زنده كند ، و اثر علم او چون نشان گازران بر ديباجهء روزگار باقى ماند . در هر علمى چون سوسن صد زبان دارد ، نمودارى از