نجم الدين ابو الرجاء قمى

217

تاريخ الوزراء ( فارسى )

نشست ، ( 188 پ ) و مضرب سوء ادب او به وى بازگرديد . بى تاجيلى به مال مطالب شد ، و مستهدف نكوهش آمد . هر عذر كه آورد ، حجت آن داحض بود . قاضى القضاة عماد الدين ، كه قضاى ممالك به وى مفوض بود ، در عهد سلطان ارسلان طمع در وزارت كرد . جلال الدين را خرجى بيفتاد ، منصب او را تغييرى بفرمودند . كار جلال الدين چون دريا آمد . آب دريا را چون كشتى به درد ، حالى با حكم خويش آيد . قاضى القضاة عماد الدين بر اثر خطبهء وزارت متوفى شد ، و در بهشت جاودانه درجت كبرى يافت . تا جلال الدين در قيد حيات بود ، هيچكس تمناى وزارت نكرد . سوابق و لواحق خدمت او مرعى بود . در دولت مبارك سلجوقى دو وزير فاضل بودند : يكى عميد الملك ابو نصر كندرى ، و يكى شرف الدين نوشروان . و دو وزير در فضل متوسط بودند ، اما شعر پارسى نيكو گفتند : يكى مؤيد پسر نظام الملك ، و يكى جلال الدين ، ( 189 ر ) پسر قوام الدين . و سه وزير جاهل به غايت بودند : يكى خطير ميبدى ، و يكى عز الملك ، و يكى شمس الدين ابو نجيب . خطير خود به خر معروف بود . پس او خواجه احمد ، پسر نظام الملك وزير شد ، همچنانكه از دكان سگ برخيزد و قصاب بجاى او نشيند . شرف الدين انوشروان در نفثة المصدور شرح جهل خطير الملك مستوفى داده است . در حق او گفته‌اند : اى حر ترا به ميبد نه نان بد و نه مى بد * عزلت خجسته پى بداى قلتبان جولاه فخر الدين ولى ابو المظفر ابيوردى در حق او گفته است : مضى زمنا كنت الذنابى لاهله * و فوق تنعمى نش عند غديرها و هل خطر يابن اللئام لدولة * و انت علىرغم المعالى خطيرها