نجم الدين ابو الرجاء قمى

197

تاريخ الوزراء ( فارسى )

اى احمق اى ابله‌اى زين مسخف * نام پدرت باد به ريش تو مصحف نام پدرش سيدى بود . كريم الدين گلنگبين از طغرايى معزول شد ، و منصب طغرا بر صدر قوام پسر قوام الدين بو القاسم تقرير كردند ، و اشراف كه قوام ( 171 ر ) الدين داشت ، به شرف الدين پسر مختار الدين وزير اتابك شمس الدين ايلدگز دادند . عمل ، چون كعبتين نرد به دست خصم رود . نادان باشد كه از آن فقاع گشايد . عزل ديوان طغرا بر كريم الدين سخت‌تر از فطام بود بر كودك شيرخوار . مختار الدين از مدت مديد با روز بر اتابك شمس الدين بود ، و به حكم حقوق قديم مستظهر و متوسل . خواجه رئيس الدين بروجردى وزير والدهء سلطان ارسلان بود و مشرف اتابك شمس الدين . اصدار و ايراد معظمات امور ، و زمام حل و عقد ، به دست او ، در ديدهء نااهلان خار بود ، مختار الدين در راه معامله‌شناسى خرسوار ، و رئيس الدين در كاردانى بر پيل محمودى نشسته . پركار چرخ بر كار او توفر مىنمود . در نفاذ حكم شيب تازيانهء رئيس الدين ، تيغ ديگران بود . اصحاب حاجات را از كفايت او ، اكتفا حاصل شدى ، چشم همت او بر مصالح ( 171 پ ) مسلمانان ، چون چشم نرگس همواره بيدار بود . پس از وفات اتابك شمس الدين وزير پسرش اتابك اعظم مظفر الدين قزل شد ، كه او را در آن وقت ملك مغرب مىخواندند . چون رئيس الدين به جوار رحمت ايزد ، عز اسمه ، انتقال كرد ، صدر نظام الدين به حق الارث مسند افروز آمد . اگر دل راد و سخى را به دريا تشبيه است ، دل او بحر محيط شايد خواندن ، بحر تنها نشايد كه خوانند . در فنون علوم سرجريده است ، و مفاخر او سرمهء چشم روزگار ، و مكارم او طوق گردن گردون .