نجم الدين ابو الرجاء قمى

172

تاريخ الوزراء ( فارسى )

تاج الدين را با آنكه سنگ هشتاد سال پاى رخنه كرده بود ، حرص او حرص مورچه بود . نهنگ آز او دهن برهم نمىنهاد . امرا و اعيان حضرت را ، وزارت تاج الدين موافق نيامد . هر تير كه در جعبهء ايشان بود بينداختند ، و از پاى ننشستند ، تا وزارت او باطل كردند ، و او را چون تير پرتاب انداختند . وزارت بر شمس الدين ابو نجيب تقرير كردند . شر تاج الدين كفايت شد . وزارت شمس الدين پياز گنديده بود ، كه دفع شر سموم كرد . آتش بسيار وقت به خاك كشته شود . جملهء امرا در موافقت شمس الدين به رگ گردن استادند ، تاج الدين از اصفهان بازگرديد و به فارس رفت . در حق او گفتند ، شعر : ( 150 ر ) زده‌اى لاف و گفته‌اى به دروغ * گشت خواهم وزير سلطان من چون وزارت به شمش دين دادند * بوق باپس زن اى دهل كس زن