نجم الدين ابو الرجاء قمى
157
تاريخ الوزراء ( فارسى )
نيابت با كمال الدين ابو الديان داد . شغل قديم او بود ، رجوع به دو رفت ، رجع الحق الى نصابه . يمين الدين مكين ابو على ، به نكايت وزير شمس الدين از ديوان عرض معزول شد ، و اين منصب ديگرباز بر سعد الدين خراسانى تقرير افتاد . زبالهء قنديل او برافروختند . مكين ابو على احتشام قديم داشت ، روى به آب حيات شسته بود . خصم قوام الدين ابو القاسم بود ، و با وى مقاومت نموده ، شمس الدين او را خصم خاندان خويش مىدانست . مكين ابو على چون به خانه رفت ، به اصفهان هم امن نبود . از باد نكايت شمس الدين چون شاخ ( 137 پ ) بيد لرزان بود ، چنان كه بيمار ، از وقت تب غب و ربع ترسد ، او همهء اوقات مىترسيد . در خانهء شكسته نشسته ، اگر صورتى در آب بديدى ، بترسيدى . خفقان دل او ، بيشتر از خفقان صهيل شهيد بود ، دست بر مناصب عراق فشاند . تا اتابك استحقاق وزارت داشت ، از ديوان عرض هم معزول شده . و شمس الدين ابو نجيب كه به اضافت با وى ، در عقد نبودى ، در وزارت متمكن گشت . كار درگاه مصافى شد كه در آن زرهدار هلاك شود ، و آنكس كه زره ندارد ، سلامت يابد . كار كردن ديگران در جنب مكين ابو على فسوى بود در مدلفه ، او اگرچه معزول شد عزيز بود . گل اگرچه بريزد ، خوشبوى باشد . مكين ابو على به راه بيابان به خراسان رفت ، و به ترك وطن بگفت ، دانست كه هيچ ستاره را شرف در خانهء خويش نباشد ، او را اوان خزان بسيار بودى . ستارهها را از تاريكى ( 138 ر ) شب ناگزير بود . نيابت وزارت سلطان سنجر و كدخدايى خزانه بر وى مقرر شد . او دريايى بود كه آن را چون ملاح طپانچه بسيار زند . وزارت از دماغ او هرگز خالى نبود . در اين تمنى سوخته آمد ، و بدين غصه درگذشت . زنخدان به حسرت وزارت بربسته ، صبح