نجم الدين ابو الرجاء قمى
131
تاريخ الوزراء ( فارسى )
وزارت مؤيد الدين مرزبان ( 7 ) وزارت پس از عز الملك ، بر مؤيد الدين مرزبان مقرر شد . از كارگاه ملك كرباسى ببريدند و اطلسى دربار گرفتند . دخان آتش او نور عز الملك بود . مؤيد الدين چون وزير شد ، بانك سوابق و لواحق خدمت او ممهد بود ، آن رونق نداشت ، كه به وقت آنكه طغرايى بود . در وزارت طراح شكل آمد . ازدحام اصحاب حاجات بر در سراى امير حاجب عبد الرحمن بود . سراى مؤيد الدين قاع صفصف آمد . در طغراى چو جنيبت بود كه آن را جهت آرايش برند ، نه جهت بى التفاتى برننشينند . مؤيد الدين چون از نور خورشيد بازماند ، به نور چراغ شب قناعت كرد . عز الملك پاى بر گردن اصحاب مناصب نهاده بود ، و به مال و نعمت مغرور شده ، ندانست كه مستراح چون پر شود ، گندهتر بود . در اول كه او وزير شد ، اصحاب مناصب مؤيد الدين و كمال الدين ( 115 ر ) ثابت ، و مجد الدين ابو طالب و سعد الدين خراسانى بود . جهان بدين هر چهار ، چهارراهى بود به آيينههاى عظمت آراسته . وزارت عز الملك در ميان ايشان خارى بود كه در ميان ضيمران برآمد ، كه هرچند پيرتر ميشد ، خوارتر مىبود . « و من العنا رياضة الهرم » . يوز باشد كه بزرگ دشوارتر شايد آموختن كه كوچك گلتر . قابل نقش مهر باشد ، نه گل خشك . او لذت خويش در آن بدطبعى مىدانست چون سمندر بود كه لذت خويش