نجم الدين ابو الرجاء قمى

128

تاريخ الوزراء ( فارسى )

دست بدهند . عاقبت او قتلى بود به تلبيس . وزارت تو چون طوق فاخته آمد كه جز به كشتن از وى نتوان ستدن . آواز ارغنون جهان را شيون از پس است . گل جهان خار در جگر مردم مىزند . عاقل بايد كه به زخارف دنياوى فريفته نشود ، و از حرص و طمع احتراز نمايد ، چه نتيجهء حرص ندامت است . روزگار آهك‌داروى چشمها كرده است . هيچ ( 113 پ ) خرمى نيست كه بعد از آن دژمى نباشد . آتش بىدود نباشد . در علايق جهان نياويختن ، و آن را به چشم حقارت ديدن ، شگرف كار است . هركس كه بر دقايق و جلايل و جمل و تفاصيل روزگار مطلع شود ، پشت پاى محكم بر روى حرص زند ، تا سعادت دو جهانى او را مدخر شود ، و مواد و امداد راحت و آسايش به وى متصل گردد . در مراضى بارى ، جل طوله ، بايد زدن ، كه هرآنچه خارج اين قانون است ، برباد خواهد آمدن . نجيب الدين عبد الجليل را مصادرهء قوى كردند . چون حجام بود كه او را هم موى تراشند . پس از عز الملك آوازه برآوردند كه وزير تاج الدين ابو طالب ، كدخداى اتابك بوزابه خواهد بود . او خواهرزادهء تاج الملك بود كه در عهد سلطان ملك شاه مرجوع اليه بود . اما روى چون پولاد داشت . مايهء تكبر و نخوت و خساست بود ، و از تقعد و تعهد اهل علم و قلم دور . بر عقب آن آوازه ، وزارت ( 114 ر ) بر مؤيد الدين طغرايى مقرر شد ، و ديوان طغرا ، كدخدايى امير حاجب عبد الرحمن بر شمس الدين ابو النجيب ، و ديوان عرض بر يمين الدين ابو على ، و اشراف بر رييس ابو الرضا ساوى ، و نيابت وزارت ، بر مؤيد الدين محمد بن ابى الهيجاء مخلص الدين ابو المحاسن ساوى ، نديم عز الملك بود ، و از جملهء آنها كه به صنايع او مخصوص بودند . چون مؤيد الدين وزير شد ، امير حاجب عبد الرحمن او را تيمار داشت . كدخداى مؤيد الدين وزير شد . مسعود كيانى كه در بيابان