نجم الدين ابو الرجاء قمى
74
تاريخ الوزراء ( فارسى )
ورد العراق ربيعة ابن مكرم * و عتيبة ابن الحارث ابن شهاب عاقبت سربرسر آن نهاد ، كه از دار الخلافه برگرفت . سيل چون بسيار باشد ، خرابى كند . صدف را جهت آن پارهپاره كنند ، تا مرواريد بيرون آرند . مورچه را چون پر برآيد ، سبب هلاك بود . او بىمقاسات ظلمات ، چشمهء آب حيات يافت . امير المؤمنين راشد ، به جاى پدر در مسند امامت نشسته بود ، و او را فراغى حاصل بود . اصحاب او به سلامتى كه داشتند ، ( 68 ر ) قناعت نكردند ، او را بر آن داشتند ، كه بيرون آمد و تهور كرد . چون اصحاب موسى عليه السلام بودند كه من و سلوى مستبشع دانستند ، طلب عدس و بصل كردند . كار او چون آسمان ، روز و شب در اضطراب بود . او را خلع كرند ، اصحاب او را مصادره فرمودند ، تا چون تير و قلم از دار الخلافة عريان بهدرآمدند . چون كژدم دست بر سر زنان دهم افتادند . در غربت خونى به خونى مىشستند . روى زمين ايشان را سراسر دام شد ، به نكبت او جمله منكوب شدند . باد چون در ميان آب افتد ، موج به كنار افگند . چون شمع به روز بنشستند ، تا چون اتفاق حضور سلطان افتاد ، ايشان را چون شمع به شب آتش درزدند . امير المؤمنين را نه روى نشست بود ، نه روى رفتن . كار او شكل بنات النعش شد . آن را نه نكاح شايست بستن ، و نه طلاق دادن . مسند امامت به وجود امير المؤمنين ، المقتفى لامر الله فلك الافلاك شد . ( 68 پ ) خورشيد اقبال او تابان گشت . خطبه و سكه به نام مبارك او زينت يافت . در سعادت از صدف بيرون آوردند ، و بر عرش عريش عظمت او بسته شد ، و نهال اميد او بهبار آمد ، و نسيم انصاف از مهب رأفت ، عالميان را معطر كرد ، و سدهء بزرگوار او ، ملثم جهانيان گشت ، و مهر كياى دولت او عالميان