قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4321

تاريخ الفي ( فارسى )

افتاد ؛ چه ، ملك ناصر همان زمان به آنجا رسيده بود و هنوز مردم لشكرش به خيمه زدن مشغول بودند و خوف و رعبى بر خاطر استيلا يافته اختلاف در آرا پيدا شد . بعضى مراجعت اولى شمردند و تلاقى فريقين را به وقت ديگر صلاح دانستند . امير چوپان گفت كه شب نزديك است . قبل از آنكه افواج طرفين مرتب شود به جنگ مشغول مىبايد شد كه كثرت غنيم را شب فايده‌مند است . و بر اين سخن اتفاق كرده ، معاودت را محمول بر بددلى داشتند . امير چوپان با جمعى از ابطال و رجال از بالاى پشته چون سيل روانهء نشيب شدند . و بعضى امرا به مرافقت امير چوپان روانه شدند . امير قتلغشاه و امير مولاى با دو تومان لشكر و بوق بزرگ بر بالاى پشته توقف كردند . و ملك ناصر از اطراف با سپاهى كه آماده جهت حرب غازان خان گرديده بود ، جميع بالقوّه سعى خود را به فعل آورده ، در برابر آمد و احمال و اثقال لشكر را در عقب سواران به جهت كثرت سوار باز داشت . اما چوپان بر ميسرهء مصريان تاخته . تاختن و برداشتن يكى بود . آن روز چون زياده بر آنچه مقدور بشر است از لوازم شجاعت به فعل آورد ، قپچاق كه صاحب ميسرهء مصريان بود ، با دو غلام خلاصى يافته به سلطان خبر رسانيدند . و مردم چوپان به تاراج و اخذ غنايم مشغول شدند . و ملك ناصر ده هزار سوار به طرف ميسره روانه ساخت . اما قبل از رسيدن ايشان هورقوداق و طغا تيمور به توهّمى باطل از كمال بددلى روىگردان شدند و چوپان حملهء خصم را استقبال نموده بدانچه مقدور بود ، بلكه زياده بر آن ، كوشش نمود . و چون به واسطهء بىاتفاقى رفيقان نظام و ترتيب لشكر از يكديگر فرو ريخت ، چوپان به توبيخ و سرزنش در مقام برگردانيدن گريختگان شد . اما سودى نكرد . امراى رفيق چوپان در ميان دشمن افتاده دستگير شدند . و چوپان بعد از آنكه ديد كار از دست رفت ، جان خود به سلامت از معركه بيرون آورد ، و باعث خلاصى اكثر گريختگان به عطف عنان مىشد . مصريان دلير و خيره شده بعضى گريختگان را تعاقب نمودند . ملك ناصر با تمامى آن لشكر احاطهء پشته كه قتلغشاه بر فراز آن بود شده ، تمام شب از طرفين بر پشت اسب گذرانيدند . چون روز شد ، از اطراف محاربه درپيوست . لشكر ايلخان به حركت آمده حركت مذبوحى مىكردند ؛ چه ، راه گريز ايشان مسدود شد . كار ديدگان لشكر مصر به ملك ناصر گفتند كه « اگر از يك طرف اين لشكر راه يابند ، به جنگ حاجت نخواهد شد ، و اگر در جنگ كشته مىشدند به اين صلاح . » از يك طرف راه داده ، غازانيان فرصت غنيمت دانسته از پشته فرود آمدند و راه گريز در پيش گرفتند . و گذر ايشان بر گل‌ولاى بسيار بود . سواى كشتگان