قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4317
تاريخ الفي ( فارسى )
ميسر نشده و مادام الحيوة سلطان نرخ جميع اقمشه و امتعه از حيوانات و اسلحه و اسب و ما يحتاج سپاه بالتمام بر همان مبلغ كه سلطان در حضور خود مشخص كرده بود ، مقرر بود و بارندگى و تنگسالى در كمتر و زيادهء نرخ بىدخيل . و با آنكه علوفهء سپاهى به غايت اندك مقرر بود ، به واسطهء ارزانى محتاج اليه اوقات ايشان به فراغت مىگذشت و ضوابط و قواعدى كه در اين ابواب مقرر داشته بود ، در سال آخر حيات او نوشته مىشود ، اگر خدا خواسته باشد . و در اين سال قايدو و دوآ خان هر دو زخمدار بودند و پادشاه الغ يورت تيمور قاآن بىجهت لشكر به دفع ايشان مشغول بود . و توقتاى ، حاكم دشت كه به غايت استقلال رسيده بود هوس تسخير ممالك آذربايجان كرده ايلچيان زبانآور مصحوب عيسى كور خان به درگاه غازان خان فرستاد . و خلاصهء پيغام آنكه به موجب قسمنامهء چنگيز خان و ياساى قديم را مرتكب آيد ، گذشته . « 1 » روزگارى است كه معاودتش ناممكن است و آينده را از غازان خان توقّع آن است كه ياساى قديم منظور دارد ، و الّا اسباب جنگ آماده و مهياست ، و خداى بزرگ را سپاس كه اسباب جهانگيرى زياده بر آنچه تصوّر توان كرد موجود است ؛ چه ، قراول لشكر از تومان زياده و عدد باقى ، خداى را معلوم است . و افزونى اظهار عدد لشكر خود را ظرفى مملو از ارزن فرستاده . ايلچيان چون به شرف ملازمت استسعار يافتند و مضمون رساله را به عبارت خوش بيان كردند ، مصرع « شكوه خسروى بند زبان شد » اما خشونت مضمون و كثرت عدد ايلچيان باعث برآشفتن غازان خان شد . فرمود كه « كثرت عدد ايلچى خفّت عقل فرستنده را دليل است ؛ چه ، پيغام رسانيدن را چهار پنج كس كفاف است و استخلاص ولايت را اين عدد به غايت اندك و طلب ولايت پادشاهان رسم غير معهود . آنچه به شمشير گرفته باشند به سخن نمىتوان گرفت . » عروس ملك كه مهرش بريدهاند به تيغ * مگر به تيغ من او را طلاق بتوان داد و در علاج كيسهء ارزن با اسكندر توارد واقع شده مرغان گرسنه در يك طرفة العين اثرى از آن باقى نگذاشتند . و بعد از جشن و طوى ايلچيان مرخص شدند و به حاكم خود پيوستند .
--> ( 1 ) . م ، ش : و ياساى قديم گذشته .