قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

5116

تاريخ الفي ( فارسى )

قيدو جنگ كرده بهلول را - كه معتمد ميرزا قيدو بود - به قتل آوردند . و ميرزا بايسنقر متعاقب آمده بر احوال اطلاع يافت و به ايلغار به ميرزا قيدو رسيد . و ميرزا قيدو چون آن جناب را ديد ، متحير شده پياده شد و دست به بند داد و شاهزاده مراجعت نمود و ميرزا قيدو را به نظر آن حضرت درآورد ، و در قلعهء اختيار الدّين محبوس شد . و ولايات ميرزا قيدو به سيورغال ميرزا سيورغتمش مقرر شد و حضرت [ 561 الف ] شاهرخى به زيارت مشهد طوس آمده قنديلى كه سه هزار مثقال طلا بود ، در آن مرقد مطهر آويخت . و در غرّهء رمضان المبارك از طوس به مستقر سلطنت آمده و ميرزا الغ بيگ خبر فرستاد كه اويس اغلان ، نقش جهان ، حاكم مغولستان را به قتل آورد و ميان آن الوس فتنه و شورش است . بار ديگر ميرزا الغ بيگ به اتفاق ميرزا محمد جوكى به هرات آمده سعادت ملازمت دريافتند و رخصت مراجعت يافته پنجم ذيحجّه ميرزا الغ بيگ به سمرقند رسيد . و در اين سال احوال مملكت مصر و شام اين است كه قراعثمان از قرايوسف گريخته به حلب آمد و حاكم حلب در مقام گرفتن او شده و قراعثمان ديگر بار به ولايت خود رفت . و سلطان مصر ارادهء حج داشت . چون از نزديك شدن قرايوسف به ولايت او خبردار شد ، ترك آن سفر كرد كه لشكر شام به حلب روند و خود نيز در مصر به استعداد سفر شام و حلب و جنگ قرايوسف مشغول شد . و در مصر منادى فرمود كه « چون قرايوسف قصد بلاد اسلام دارد ، جميع مسلمانان به جنگ او روان شوند و هركس كه از لشكر باز خواهد ماند به سياست خواهد رسيد . » و قرايوسف به عين تاب آمده جمعى از لشكريان او تا حلب آمدند و حاكم حلب به ايشان جنگ كرده ظفر يافت . و قرايوسف به حاكم حلب نوشت كه « غرض از آمدن به دست آوردن قراعثمان است و سوگند ياد كرده بود كه قصد تسخير ولايت شام ندارم و قصد من قراعثمان است كه او چون شهر ماردين را كه در تصرف ما بود قتل عام كرده ، اطفال و نسوان آنجا را اسير كرده و اكثر آنها را فروخته است . » و حاكم حلب در جواب او سخنان مناسب نوشته ايلچى او را باز فرستاد . و قرايوسف ولايت عين تاب و بيره را تاخت و تاراج نموده به طرف ولايت خود مراجعت نمود و سلطان مصر ايمن شده ترك سفر شام كرد . و باز خبر رسيد كه بعضى از تراكمه به واسطهء آمدن قرايوسف به آن بلاد ، به بلاد طرابلس گريختند . و حاكم طرابلس به ايشان فرستاد كه « به بلاد خويش مراجعت نماييد . » ايشان گفتند كه « چون قرايوسف مراجعت نمايد ، ما نيز به ولايت خود مىرويم . » و قرايوسف برگشت . و حاكم طرابلس بىموجب آن جماعت را كه به او پناه برده بودند ، آزرده‌خاطر كرده به قصد ايشان سوار شد . ايشان نيز بالضروره به جنگ ايستادند