قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
5110
تاريخ الفي ( فارسى )
و در مرتبهء اول كه ايلچيان ختاى آمده بودند ، امير سيد احمد ترخان ، اسب بورى به جهت پادشاه ختا فرستاده بود و آن اسب به غايت مستحسن داىمنگ خان افتاد . و در اين مرتبه اسباب بسيار به جهت او فرستاده بود و صورت آن اسب را نقاشان آن ولايت در نهايت خوبى كشيده ارسال داشته بودند . و ايلچيان را مهماندارى كرده ، اردشير تواچى را به همراه ايلچيان به ختا نامزد كرد . و موكب همايون چون صلاح در گرمسير و قشلاق قندهار بود ، به آن طرف روان شد ؛ چه ، ميرزا قيدو و ميرزا بايقرا را به هند نفرستاده بود . و در غزنين و قندهار نيز امور [ ى ] سانح شده بود كه توجه به آن طرف ضرور بود . و افغان نيز پاى از حد خود فراتر نهاده بودند . و آن حضرت قاصدى به ميرزا قيدو فرستاده ميرزا بايقرا را طلب نمود . و ميرزا قيدو چون از توجه آن حضرت آگاه شد ميرزا بايقرا را به ملازمت فرستاد . و آن حضرت به ميرزا قيدو [ كس ] فرستاد كه « خاطرجمع دار كه به واسطهء هزاره و افغان و ديگر امور متوجه آن طرفايم . » و رايات عاليات بعد از فرستادن ميرزا بايقرا به سمرقند ، كوچ بر كوچ به سر آب هيرمند « 1 » رسيد و مقرّر شد كه ميرزا بايسنقر با اكثر امرا به جانب هزاره به ايلغار روان شوند . و از جانب هزاره مولانا ابراهيم صدر كه پيشتر به نصيحت رفته بود آمده عرضداشت نمود كه « كلانتران هزاره مىرسند » و رفتن شاهزاده در توقف افتاد . و رايات همايون اغروق را در شهر گذاشته به جانب قندهار روان شد . در ظاهر قندهار خبر رسيد كه ميرزا قيدو از غزنين و كابل فرار نموده . آن حضرت فرمود [ 560 الف ] كه « ترسيده باشد . » و آن حضرت ، اميرا ابراهيم جهانشاه را به آن طرف فرستاد كه اگر ميرزا قيدو مراجعت نمايد ولايت را به او بازگذارد ، و الّا آن مملكت را ضبط نمايد . و بعد از دو سه روز ، ميرزا سنجر ، برادر ميرزا قيدو آمده ملازمت كرد و آن حضرت به لب آب هيرمند به اغروق معاودت فرمود و كلانتران هزاره مال قبول كرده ، پيشكش بسيار فرستادند و به وقت مراجعت به اغروق آن حضرت به وقت اسب تاختن از پشت زين به روى زمين افتاد و دست مباركش - كه هميشه در گردن مقصود حمايل بود - آسيب يافت . و چون شكستهبندى صاحب وقوف در اردو حاضر نبود ، كس به ايلغار به هرات رفت و ميرو نام شخصى كه در اين فن يد بيضا داشت ، به درگاه حاضر كرد و او به اندك وقتى آن زخم را به صحت مبذول ساخت . و خواجه غياث الدين مير احمد خوافى در اين وقت به وزارت رسيد و سى سال وزير
--> ( 1 ) . نسخ : برمند .