قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

5107

تاريخ الفي ( فارسى )

كه به آن حضرت نمىتواند رسيد . ايلچيان را با پيشكش بسيار به ملازمت آن حضرت فرستاد و خود به كشمير مراجعت نمود . و سلطان سكندر به مرتبه [ اى ] سخا داشت كه از شنيدن آوازهء [ آن ] امراى عراق و خراسان و ماوراء النهر نزد سلطان آمدند و دين اسلام در كشمير شايع شد . و سلطان ، سيد محمد نام عالم فاضلى را كه سرآمد روزگار خود بود ، بسيار تعظيم مىنمود و آداب دين از او مىآموخت و سپه‌پت‌نامى را كه اول هندو بود و مسلمان شده بود ، سلطان وزير مطلق العنان خود ساخته بود و او در مقام آزار و ايذاى هندوان درآمده سعى بسيار نمود تا آنكه سلطان حكم كرد كه تمام برهمنان و دانايان هندو مسلمان شدند و هركس مسلمان نمىشود از ولايت بدر رود . از اين جهت محنت بسيار به هندوان رسيد و بسيارى از برهمنان خود را كشتند و بعضى ديگر به مال پريشان از كشمير برآمده به ديگر [ 559 ] ولايات رفتند و بعضى ديگر به زور و ترس اظهار مسلمانى نمودند و در كشمير ماندند . و سلطان تمامى همّت بر شكستن بتان و بتخانه‌ها داشت . از آن جمله بتكدهء عالى [ ى ] بود در بجيران كه آن را به مهاديو نسبت مىدادند . سلطان فرمود تا آن را نيز خراب سازند . و هرچند ته او كافتند و به آب رسانيدند ، بنهء آن را نيافتند . و معبدى كه در جگدر بود شكستند و مشعل‌هاى عظيم از آتش در هنگام خرابى از آنجا پيدا شد ، چنانچه سلطان آن را مىديد . از منجّمان پرسيد كه « اين معبد تا كى خواهد بود و شكنندهء آن كه خواهد بود ؟ » منجّمان بعد از ملاحظهء اوضاع فلكى گفتند كه بعد از هزار و يكصد سال از اين تاريخ ، سكندرنامى پادشاه اين را خراب خواهد كرد . و صورت عطارد را كه در دست او خواهد شكست اين مضمون را بر لوح ورقى از مس كنده در صندوقى انداخته بنياد آن عمارت كرده بود در آن‌جا دفن كرد و در زمان شكستن اين عمارت ، آن صندوق برآمد . سلطان گفت « كاشكى اين صحيفه را در بالاى عمارت اين مىگذاشتند تا بعد از اطلاع بر آن حكم به ويرانى آن نمىكردم . » و ديگر بتخانه‌هاى عالى را بسيار ساخت . و سلطان حكم كرده بود كه شراب از تمام قلمرو او براندازند . و تمغا از ولايت او بر طرف شد . و در آخر عمر سلطان را تب محرّق گرفت . و امير خان و شاهى خان و محمد خان را كه هرسه پسر او بودند طلبيد و وصيت كرد . امير خان را خطاب عليشاه داد و سلطنت به او گذاشت و در سنهء هشتصد و نوزده درگذشت . و مدت سلطنت او بيست و دو سال و دو ماه و شش روز بود .