قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

5085

تاريخ الفي ( فارسى )

مشورت كرد . هيچ‌يك از آنها در آن باب سخنى نگفتند و امير نوروز ايشان را به جاىهاى خود رخصت كرد به شرط آنكه به وقت طلب حاضر شوند . و در مقام جمع لشكر شد . و اين اخبار به ملك مؤيد رسيده امير قرقماس را به حكومت شام نامزد كرد و دمرداش محمدى را كه از حلب به بلاد تركمان گريخته بود نايب حلب گردانيد و خود نيز به استعداد سفر شام مشغول شد . اما به واسطهء زخمى كه در حمام به او رسيده بود ، مرض مفاصل پيدا كرده بود در اين وقت اشتداد [ يافت ] و صاحب فراش شد . قرقماس با حاكم صفد و نايب غزه به جنگ نوروز روان شدند . و نوروز در حلب بود . و آن جماعت به تعجيل روان شدند كه در غيبت نوروز شايد كه شام را متصرف شوند . و در اين وقت قاصد دمرداش محمدى نزد امير مؤيد آمده اظهار اطاعت كرد و قراعثمان نيز ايلچى فرستاد . امير شيخ فى الجمله صحت يافته بود . از قلعه بيرون آمده تا كنار نيل رفت . و امير طوغان حسنى در ايام بىحضورى امير مؤيد با جمعى از امرا بر خلاف اتفاق نموده بود و در شب موعد چون سلاح پوشيد كسى به او ملحق نشد . و اين خبر به مؤيد رسيد او را گرفت و به قلعهء اسكندريه فرستاد . اما نوروز چون [ 555 ب ] دمرداش در حلب شنيد به آنجا رفت و او را گريزانيد و حكومت حلب را به طوخ نايب طرابلس داد و يشبك را همراه به شام آورد . و امرايى كه متوجه شام بودند ، چون از مراجعت او آگاه شدند ، طاقت نياورده بىجنگ مراجعت نمودند . و دمرداش بعد از معاودت نوروز به حلب آمده و طوخ بيرون آمد و با او جنگ كرده ظفر يافت و دمرداش گريخت . چون جاى ديگر نداشت به مصر آمد . سلطان مؤيد او را عزت بسيار داشت و بعد از چند روز در مجلس ضيافت دمرداش را گرفت . و قرقماس و تغرى بردى را نيز در اين روز مقيد كرد و سجدهء شكر به جهت گرفتن اين سه كس به جاى آورد و گفت كه « امروز سلطان مصر شدم . » و استعداد لشكر كرده در آخر ذيقعده از قاهره بيرون آمد و مستعين خليفه را از خلافت عزل كرده برادرش ، معتضد را خليفه كرد و متوجه شام شد . و در اين سال حكام هندوستان هريك به مقام خود بودند و امرى كه لايق نوشتن تاريخ باشد سانح نشد . و سلطان محمود ، حاكم دهلى بىحضور شد و در ماه رجب به اجل طبيعى درگذشت . « 1 » مدت حكومت او بيست سال و دو ماه بود و اما اكثر اوقات در سر انقلاب گذشت . بعد از او دولتخان ، حاكم دهلى شد . و خضر خان ، حاكم ملتان به قصد دهلى روان شده تمام امرا و ملوك حصار فيروزه و دهلى به او ملحق شده در ماه ذيحجهء سنهء هشتصد و چهارده « 2 » ( ؟ ) دولت خان را در حصار يسرى محاصره نمود .

--> ( 1 ) . منتخب التواريخ : « و سلطنت از خاندان فيروز شاهى منقطع شد . » ( 2 ) . ذكر وقايع سال 815 هجرى است .