قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
5069
تاريخ الفي ( فارسى )
خضر خان آمد . و تمام ولايت مياندوآب را خضر خان به تصرف درآورده به واسطهء نايافت شدن علف از پاى حصار يسرى برخاست و به طرف ملتان مراجعت كرد . « 1 » و چون مظفر شاه در گجرات بىحضور شد و سلطنت را به احمد شاه گذاشت ، در اواخر سنهء هشتصد و چهارده به همان مرض درگذشت . و فيروز خان بن مظفر در بروده ياغى شد و امير محمود تركى ، حاكم كنبايت نيز با او اتفاق كرده و حسام الملك و ملك شاه و ملك كريم خسرو نيز به او ملحق شدند و با بيكى آدم افغان در نواحى بروده جنگ كرده او را شكست دادند و مقدم نادون را نيز گريزانيدند . و بنا كراس كهترى صاحباختيار لشكر فيروز خان شد و ديگر امرا طاقت نياورده بناكراس را به اتفاق كشتند و از فيروز خان جدا شده به احمد شاه ملحق شدند و هيبت خان ، برادر فيروز خان نيز از سورت ورانيز به برادر خود پيوست و سعادت خان و شير خان نيز كه از اولاد سلطان مظفر بودند ، به ايشان همراه شدند و لحظه [ به ] بروج آمده قرار حصارى شدن دادند و كس به مالوه نزد هوشنگ شاه فرستاده او را به كمك طلبيدند و قبول كردند كه هر منزل كه هوشنگ كوچ كند ، چند لك تنكه به او بدهند . و هوشنگ به كمك روان شد . [ 550 ب ] و احمد شاه چون از اتفاق ايشان آگاه شد ، كوچ بر كوچ به پاى قلعه بروج آمد و ميان برادران به سعى نيكانديشان صلح شد و همه احمد شاه را ملازمت نمودند و نوازش بىاندازه يافتند . و هوشنگ حاكم مالوه كه تا موضع كانتق « 2 » آمده بود ، از صلح ايشان آگاه شده مراجعت نمود و آدم افغان نيز به ملازمت احمد شاه آمد . و سلطان احمد به جانب اساول مراجعت نمود و هواى آنجا او را خوش آمده بر كنار آب سربناى « 3 » شهر احمدآباد فرمان داد . به اندك وقتى شهرى كه فى الواقع در ربع مسكون مثل آن به غايت كم است ، به اتمام رسيد و دار الملك حكام گجرات شد . و بعد از اندك روزى بار ديگر برادران با احمد شاه در مقام خلاف شدند و به ايدر پناه بردند . و رتمل مقدم ايدر به ايشان اتفاق كرده سلطان احمد متوجه ايدر شده به قصبهء مهراسه آمد و مخالفان در قلعهء مهراسه به جنگ ايستادند و سلطان احمد كس فرستاده ايشان را به صلح ترغيب نمود و ايشان همچنان بر عناد خود اصرار نمودند . و اين معنى تكرار يافت . آخر قلعه گيان پيغام دادند كه « اگر فلان و به همان نزديك قلعه آمده عهد و اقرار نمايند و خاطر ما جمع شود ، بيرون مىآييم . »
--> ( 1 ) . منتخب التواريخ : « . . . از جهت گرانى غله نتوانست قرار گرفت و به راه پانىپته گذشته به فتحپور معاودت نمود . » ( 2 ) . م : كاس . ( 3 ) . م : آب سرماى .