قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
5059
تاريخ الفي ( فارسى )
و در اين سال سلمان چلبى - كه بعضى از مورخين او را سليمان چلبى نوشتهاند - لشكر به ادرنه كشيد ؛ چه ، موسى ، برادرش نزد حاكم اقلان رفته و لشكرى آورده . و در نواحى ادرنه روزى سلمان چلبى به حمام رفت و به شراب مشغول شد و موسى چلبى خبر شده غافل بر سر او آمد . سلمان را فرصت جنگ نشده به جانب اسلامبول گريخت و تمام امرا كه از او به تنگ آمده بودند ، به خدمت موسى آمده او را به سلطنت برداشتند . و سلمان چلبى در راه اسلامبول به موضعى رسيد كه در آن موضع مردم بسيار به واسطهء عقد جمع شده بودند . او را يكى از آن مردم شناخت . چون با رعيت بد سلوك كرده بود ، اتفاق كرده او را كشتند . موسى چلبى خبر شده تمام مردم آن موضع را به انتقام به آتش بسوخت . مدت حكومت سلمان چلبى هفت سال بود و از او پسرى و دخترى مانده بود . آنها به اسلامبول گريختند و موسى چلبى بر تخت مملكت روم نشست . و هم در اين سال سلطان محمد ، برادر ديگر سلمان چلبى در برسا بعد از شنيدن خبر قتل برادر سكه و خطبه به نام خود كرد . و موسى چون اعتماد بر امراى روم ايلى ( روملى ) نداشت و او را بىوفايى ايشان نيز به تجربه معلوم شده بود ، يكيك ايشان را از امارت معزول ساخت و غلامان خود را تربيت مىكرد . محمد بيگ ميخال « 1 » اغلان را امير الأمرا كرد و كور شاه ملك را وزير ساخت و باقى مناصب « 2 » را به غلامان خود داد و يكيك امراى قديم را به بهانه [ هايى ] دفع كرد . از آن جمله امير ارنوس « 3 » ، خود را به كورى مشهور ساخت . اما موسى باور نمىكرد . به جاى گوشت ، وزغ در طعام نهاده به جهت امتحان پيش او فرستاد . او دانسته آن را به اشتهاى تمام خورد . موسى قبولى كورى او نموده او را رخصت داد كه به مقام خود رفت و از آنجا گريخته به خدمت سلطان محمد رفت . و موسى از گذاشتن [ او ] به غايت پشيمان شد . و امراى باقى بىاعتماد شده يكيك شروع در گريز كردند . و ينگچرى آقاسى هم با وجود كمال اعزاز نزد موسى ، از او گريخت و پيش محمد رفت . موسى با وجود اين احوال از فكر مملكتگيرى غافل نبود . . . « 4 » را در اين ايام گرفت و به اسلامبول تاخت برد . و كور شاه ملك وزير نيز گريخته به اسلامبول درآمد . موسى به غايت اندوهناك شد و به ادرنه مراجعت نمود . و كور شاه ملك از اسلامبول نزد سلطان محمد رفته و ميان او و بكراستبول ( ؟ ) طرح صلح انداخت . و احوال حكام اقليم هندوستان آن است كه خضر خان ، حاكم ملتان در اين سال رهتك را
--> ( 1 ) . در نسخ به صورت ناخوانا - « امنجال » آمده است . تصحيح بر اساس متن احسن التواريخ . ( 2 ) . ق : سحها . ( 3 ) . احسن التواريخ : على بيگ اورنوس اوغلى . ( 4 ) . چند كلمه ناخواست : « و مطروامحد سولى » .