قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

5049

تاريخ الفي ( فارسى )

به خراسان رود ، به خدمت ميرزا الغ بيگ خواهم رسيد . » آن حضرت از اين جواب برآشفت و متعاقب خبر رسيد كه ميرزا خليل آمده به امير شيخ نور الدين ملحق شد و دفع امير شيخ نور الدين ضرور گشت و آن حضرت به طرف او روان شد . كس ميرزا خليل آمده احوال او به عرض رسانيد و نوازش بسيار يافت و رفت و باز آمد كه « آن حضرت عهد تازه [ اى ] فرمايد و هركس از امرا را تقبل كند ، به اتفاق او به ملازمت آيم . » و آن حضرت فرمود كه « دل و زبان در اين سخن يكسان دارم كه اصلا قصد جان فرزند خليل سلطان نكنم و اگر كسى قصد او نمايد ، به قدر مقدور در دفع او سعى نمايم . » و امير حسن صوفى و امير عليكه را روان فرمود و امير شاه ملك نيز تا كنار آب رفت . و امرا نزد امير خليل سلطان رفتند و امير شيخ نور الدين نيز حاضر بود . او را امن كرده عزيمت اردوى همايون فرمود و به اتفاق امرا در موضع ارون به شرف دستبوس آن حضرت مشرف شد و آن حضرت او را در آغوش كشيده عزت بسيار داشت و به مجلس عيش نشستند . و ايالت مملكت ماوراء النهر و تركستان به ميرزا الغ بيگ گوركان معروض شد ؛ و حصار شادمان « 1 » را به ميرزا محمد جهانگير بن ميرزا سلطان محمد سوغانى فرمود ؛ و قندهار و كابل و غزنين تا كنار آب سند ، به ميرزا قيدو « 2 » بن ميرزا محمد جهانگير عنايت شد ؛ و مملكت بلخ و طخارستان تا سرحد كابل و بدخشان نامزد ميرزا ابراهيم سلطان فرموده عزيمت معاودت هرات نمود و كس به طلب ميرزا ابراهيم سلطان به هرات رفته او را در اندخود به ملازمت رسانيد . و او را آن حضرت به محل حكومت او فرستاد و شانزدهم شعبان به دار السلطنهء هرات نزول فرمود . و در اين اوقات سلطان على ، پسر پيرك پادشاه « 3 » كه نخست نزد آن حضرت آمده بود و بعد از فوت پدر به رستمدار گريخته ، جمعى از مردم پدر خود را جمع نموده به استرآباد آمد و ابو الليث ، حاكم آنجا با او جنگ كرد و در جنگگاه به سلطان على زخمى كارى رسيده هلاك شد . سرش را به هرات آوردند . و ايلچيان اطراف و جوانب ، خصوصا از والى خوارزم و امير فولاد و امير ايدكوى و ديگر حكام دشت به رسم تهنيت فتح ماوراء النهر به درگاه آمدند و اصناف تحفه‌هاى آن ولايت آوردند . آن حضرت همه را نوازش فرموده امير حسن‌كا را نزد

--> ( 1 ) . حصار شادمان : اين حصار ظاهرا همان قلعهء شومان است كه در ناحيهء قباديان و جنوب شهر واشجرد است در اطراف رود جيحون در ماوراء النهر . اصطخرى ، ابن حوقل ، مقدسى و ياقوت آن را ذكر كرده‌اند . - لسترنج ، سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 468 . شرف الدين يزدى نيز در ظفرنامه به كرات از اين حصار نام برده است . ( 2 ) . نسخ سه‌گانه : قندوز . ( 3 ) . ق : بابر پادشاه ؛ زبدة التواريخ ( ج 1 ، ص 324 ) : سلطان على بن پير پادشاه بن لقمان بن طغا تيمور خان .