قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
5039
تاريخ الفي ( فارسى )
وقايع سنهء هشتصد و يازده از هجرت [ موافق سال هشتصد و يكم از رحلت خير البشر ] « 1 » در اين سال ميرزا شاهرخ بهادر سلطان طوى عظيم ترتيب نموده ميرزا بايسنقر « 2 » و ميرزا محمد جوكى را سنت كرد . « 3 » و ميرزا ابا بكر كه بعد از شكست به كرمان آمده و آنجا از اويس ، پسر امير ايدكوى برلاس توهم نموده به سيستان رفت ، شاه قطب الدين ، حاكم سيستان را با خود متفق كرد و اظهار خلاف ميرزا شاهرخ نمود . بدين جهت آن حضرت متوجه سيستان شد و در اسفزار عرض لشكر ديده به فراه نزول نمود . مردم آنجا حصارى شده ( چند ) « 4 » روز جنگ كردند . آخر به شفاعت امير شاه ملك گناه ايشان بخشيده شد . به ملازمت آمدند و قلعه را سپردند و پهلوان شمس دراز كه از مردم معتبر سيستان بود ، در قلعهء فراه به ملازمت مشرف شد و با جمعى ديگر به ايلچيگرى نزد قطب الدين ، حاكم سيستان روانه نمود و او را نصيحت بسيار كرد و به ايلى دعوت فرمود و به پاى قلعهء اوك « 5 » آمده بعد از چند روز كه جنگ شد آن قلعه نيز به عهده و قبول به دست افتاد و قلعهء گوين « 6 » نيز به همين طريق مفتوح شد . و رايات همايون به جانب قلعهء دزده « 7 » در حركت آمد و تا كنار آب هيرمند آمده و حاكم
--> ( 1 ) . حاشيهء « م » و « ش » : 811 . ( 2 ) . از بطن گوهرشاد آغا ، متولد 21 ذيحجه 799 و فوت 7 جمادى الاول 837 ، عمر 37 سال . از پادشاهان هنرپرور بود . مولانا شرف الدين يزدى ظفرنامه را به اهتمام او نوشت و نيز حافظ ابرو زبدة التواريخ را به تشويق و عنايت او نگاشت . ( 3 ) . جشن ختنه سوران . ( 4 ) . ق : ندارد . ( 5 ) . مجمل فصيحى ( ج 3 ، ص 187 ) : اوق . قلعهاى است ميان فراه و سيستان . - تاريخ سيستان ، ص 462 . ( 6 ) . تاريخ سيستان ( ص 299 و 336 و 345 ) : جوين ، گوين ، كوين . به تصريح مرحوم بهار بايد « گوين » خواند . ( 7 ) . زبدة التواريخ ( ج 1 ، ص 270 ) : زره .