قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
5003
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سنهء هشتصد و هشت هجرى [ موافق سال هفتصد و نود و هشتم از رحلت خير البشر ] در اين سال به هرات خبر رسيد كه ميرانشاه متوجه خراسان است و ميرزا شاهرخ ، امير حسن صوفى ترخان به امير جهان ملك و امير فيروز شاه را با پنج هزار سوار به استقبال فرستاد و فرمود كه اگر اميرزاده ميرانشاه به فتنهانگيزى آمده باشد جنگ كنيد ، و الا به وظيفهء خدمتكارى قيام نماييد . و مكتوبى مصحوب ايشان نزد ميرانشاه فرستاد ؛ « 1 » مضمون آنكه صاحبقران هريك از فرزندان را مملكتى داده و راه و رسمى مقرر فرموده . اكنون هركدام مىبايد كه ولايت خود را ضبط نمايند كه بيگانگان را مجال امرى نماند و به واسطهء حركت نادانسته فرزندى عمر ، بعضى از آذربايجان كه تختگاه پادشاه ايران است ، از دست رفت و ضبط تتمهء آن ولايت را مشغول مىبايد بود و گوش به سخن ارباب غرض كه صلاح خود در فساد جهان مىدانند نمودن موجب ويرانى مملكت و تفرقهء ايل و الوس است . » و امرا در سبزوار به امير سيد خواجه پيوستند و به اتفاق عازم كالپوش شدند . و خواجه على سبزوارى بعد از شكست نزد ميرزا ميرانشاه رفته بود و امرا نيز در سبزوار به ملازمت او رسيدند و شهزاده اظهار موافقت و مصادقت نمود . و امير سيد خواجه و امير مضراب به عرض رسانيدند كه « بىادبى سلطان على بر شاهزاده ظاهر شده باشد . اكنون اگر اتفاق با اميرزاده شاهرخ در خاطر مقرر است ، او را به بندگان مىبايد سپرد ، و الا
--> ( 1 ) . دكتر عبد الحسين نوايى متن اين نامه را در اسناد و مكاتب تاريخى ايران ، ص 141 از مجموعهء منشآت حيدر ائواوغلى آورده است .