قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4997
تاريخ الفي ( فارسى )
امير سيد خواجه از پاى قلعه برخاسته متوجه پير پادشاه شد . و سلطان على سبزوارى با پير پادشاه همراه شد و آماده جنگ شدند . و امير سيد خواجه و امير مضراب به ايشان رسيده ، بعد از جنگ ، پير پادشاه شكست يافت و امرا تعاقب نموده بسيارى از ايشان به دست آوردند . و احوال ميرزا ميرانشاه و ميرزا ابا بكر و ميرزا عمر بعد از مراجعت صاحبقران از روم آن است كه چون حكومت آذربايجان و الوس هلاگو خان به اميرزاده عمر مرجوع شد . و يرليغ چنان بود كه ميرزا ابا بكر اگرچه به سال بزرگتر است ، از صلاح او بيرون نرود . و اين معنى هم بر ميرزا ابا بكر و هم بر ميرزا ميرانشاه گران آمد ، ليكن سبب حكم صاحبقران پدر را در ديار بكر گذاشته با والدهء خود نزد ميرزا عمر آمده و شرايط تعظيم و پيشكش به جاى آورده رخصت مراجعت يافت . و ميرزا عمر آن زمستان به عيش گذرانيده و شيخ ابراهيم از شيروان به ملازمت آمده پيشكش بسيار گذرانيده و به اجازت به ولايت خود رفت و آخر سال خبر رسيد كه صاحبقران جهان فانى را وداع نمود و ميرزا عمر سكه و خطبه به نام خود گردانيد و از پدر و برادر چندان حسابى نگرفت . و جمعى امير جهانشاه جاكورا - كه در ملازمت ميرزا عمر بود - بر آن داشتند كه جمعى از نوكران معتبر ميرزا عمر را مىبايد كشت و صاحباختيار كل شد . و امير جهانشاه كه اكثر اوقات مست بود ، در بيست و دويم رمضان غافل به درگاه آمده و مولانا قطب الدين اوبهى « 1 » ، نايب او و داراب فوشنجى « 2 » و شيخ محمد تواچى را به قتل آورد و روى به سراپردهء ميرزا عمر آورد . و اميرزاده عمر دل از جاى نبرد و ايناقان « 3 » و خانه شاگردان را مسلح ساخته سوار نمود و لحظه به لحظه مردم شهزاده جمع مىشدند و بر امير جهانشاه ظاهر شد كه كارى نمىسازد . ناچار راه گريز پيش گرفت و مردم ميرزا عمر تعاقب نموده در نماز ديگر « 4 » همان روز او را گرفته و پسران امير شيخ تواچى مقتول به اغواى جمعى او را به قصاص پدر به قتل رسانيدند . و شاهزاده ايشان را ملامت بسيار كرد ، اما كار از دست رفته بود و فرزندان امير جهانشاه را به خلاف گمان مردم رعايت كرد اما اموال جهانشاه و جمعى كه با او متفق بودند ، قريب به دو هزار تومان به تاراج رفت . و اميرزاده ابا بكر از گرماى بغداد به تنگ آمده عازم ييلاق همدان شد و از برادر رخصت طلبيد . و ميرزا عمر نخست به گمان آنكه برادر سر مخالفات دارد ، لشكر خود را جمع كرد و چون ظاهر شد كه آن سخن اصلى ندارد ، در جواب برادر نوشت كه امير جهانشاه بىموجب
--> ( 1 ) . م : اوبهر ( 2 ) . م : قوشچى . ( 3 ) . اينى و آقايان ، يعنى برادران و شاهزادگان . ( 4 ) . مراد هنگام عصر است .