قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4994

تاريخ الفي ( فارسى )

سر گذاشتن و برانداختن بنگاه و پاى بر تخت نهادن است نه دست بر سر زدن . » و چندان از اين مقوله سخنان گفتند كه آن حضرت را نصيحت ايشان معقول افتاد و در ماه رمضان سنهء هشتصد و هفت قدم بر مسند سلطنت نهاد و ساكنان خراسان را در سايهء معدلت خويش جاى داده و اراده نمود كه پيش از آنكه خلل به قواعد ملك راه يابد ، متوجه سمرقند شود . بنابرآن ، امير مضراب [ بهادر ] و امير حسن صوفى ترخان « 1 » و امير عليكه كوكلتاش و امير خواجه راستى را به ضبط خراسان بازداشته و متوجه ماوراء النهر شد و به تقوز رباط رسيده « 2 » [ خضر ] خواجه و شيخ حسن قوچين را به طرف ماوراء النهر فرستاد كه خبر تحقيق از آن طرف بياورد . در دره زنگى ، امير سيد « 3 » خواجه از ماوراء النهر آمد و خبر آورد كه اميرزاده خليل سلطان بر تخت نشست و خزاين را بخش كرد . آن حضرت به مشورت نشسته قرار گرفت كه به جهت احتياط قلعهء هرات را كه بعد از فتح صاحبقران ويران بود ، مرمت و عمارت نمايند . و امير جلال الدين به اين خدمت معين شد . [ 533 ب ] و در اندك مدتى آن خدمت را به وجه اتم به تقديم رسانيد . « 4 » و امير سيد خواجه به موجب حكم به جانب طوس و نسا و ابيورد و سبزوار و نيشابور رفت كه آن حدود را ضبط نموده قلعهء طوس را آبادان سازد . و موكب همايون از آب مرغاب گذشته به لنگر شيخ‌زاده [ بايزيد ] « 5 » رسيد . و اميرزاده سلطان حسين - كه مادهء فتنه و فساد الوس صاحبقران شده بود - چون از تسخير سمرقند نااميد شد ، به ملازمت آن حضرت آمده نوازش يافت . و خضر خواجه و شيخ حسن از سمرقند آمده احوال آن ملك را به تفصيل معروض داشتند . و آن حضرت امير حمزه قتوقو « 6 » را به ايلچيگرى نزد خليل سلطان فرستاده كه « تو من را به جاى فرزندى و ملك و مال از تو دريغ نيست . اما كبر سن و تجربه و شناختن مراتب طبقات لشكريان و خلايق در جهاندارى دخل تمام دارد . اگر به واسطهء حاضر نبودن اين جانب اتفاقى به واسطهء صلاح ملك شده باشد ، زياده به آن التفات نمىبايد كرد و به ملازمت آمده كه هرچه صلاح باشد عمل

--> جهان‌گشايى وارث او است و هم به حسن خلق قايم‌مقام . . . » حافظ ابرو ، زبدة التواريخ ، تصحيح حاج سيد جوادى ، ج 1 ، ص 5 . ( 1 ) . وى برادر گوهرشاد خاتون ، همسر شاهرخ بوده است . مرگ وى در 5 رجب 827 روى داد . ( 2 ) . حافظ ابرو : « و از آن منزل ، امير عبد الصمد ، پسر امير سيف الدين را مقرر فرموده بود كه لشكرها كه در باد غيس و آن نواحى باشند ، جمع گردانيده به بندگى حضرت پيوندند . » ( 3 ) . حافظ ابرو : امير سعيد خواجه ( 4 ) . در خصوص بازسازى هرات - اسفزارى ، روضات الجنات فى اوصاف مدينة هرات ، بخش يكم ؛ حافظ ابرو ، جغرافيا . ( 5 ) . اضافه از زبدة التواريخ حافظ ابرو و روضة الصفا . ( 6 ) . ظفرنامهء يزدى ( ص 517 ) : حمزه قطغو . وى در جريان فتح تكريت به سال 796 ق همراه امير تيمور بود .